تبلیغات
پندارنامه سید خندان


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

راه‌های کنار آمدن با مشکلات و لذت بردن از زندگی

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
جمعه 1 اردیبهشت 1396-10:09 ب.ظ

به گزارش افکارنیوز، مصطفی ملکیان در گفت‌وگویی هفت اصل را برای کنار آمدن بهتر با مشکلات و لذت بردن از زندگی مطرح کرده است.

این هفت اصل که در میان گفت‌وگویی با این فیلسوف و روشنفکر مطرح شده است، در زیر می‌آید:

۱. ما باید سنخ روانی خودمان را بشناسیم. بسیاری از ناشادی‌ها و ناخوشی‌های ما به این دلیل است که دست‌اندرکار رشته تحصیلی یا شغل و حرفه و نقش‌های اجتماعی‌ای هستیم که با سنخ روانی ما سازگاری ندارد.

۲. باید یاد بگیریم رضایت همیشه با موفقیت سازگار نیست. باید این سنگ را با خودمان وابکنیم که می‌خواهیم موفقیت را فدای رضایت کنیم یا رضایت را فدای موفقیت تا اگر مثلا به ثروت یا قدرت سیاسی و شهرت اجتماعی رسیدیم دیگر ناله نکنیم که شاد نیستیم.

۳. تا وقتی به ارزش‌های داوری دیگران بی‌اعتنا نیستید، روی خوش نمی‌بینید. آدم به میزانی که به ارزش داوری‌های دیگران نسبت به خودش بی‌اعتناست، می‌تواند به راه خودش برود. باید به ارزش داوری‌های دیگران بی‌اعتنا باشیم تا بتوانیم راه یونیک خودمان را برویم. هر کدام از ما در جهان یک کوچه داریم که قرقگاه ماست اما قرقگاه‌های ما خالی مانده و همه‌مان چپیده‌ایم در خیابان و شما پای من را لگد می‌کنید و من پای شما را. چرا به میدانگاه می‌چپیم؟ چون ارزش داوری‌های دیگران برایمان مهم است. ارزش داوری غیر از واقع‌داوری است. ما متاسفانه خاکسترنشین این هستیم که به ارزش داوری‌های دیگران بها می‌دهیم یعنی به خودمان وفادار نمی‌مانیم برای این که به دیگران وفادار بمانیم.

۴. بین سنخ و فعالیتی که در زندگی انجام می‌دهیم تعادل برقرار کنیم. بسته به سنخ روانی و بسته به این که اهل رضایت هستید یا موفقیت معلوم می‌شود که راه تعادل برقرار کردن در زندگی شما چگونه است و چقدر از وقت و نیروی خود را باید صرف درآمد کنید و چقدر را صرف ندای درون خود.

۵. باید کمال‌گرایی را به معنای منفی‌اش از وجود خودمان ریشه‌کن کنیم. ما باید بپذیریم که با کار ناقص شروع کردن و روز به روز از نقص کار کاستن است که به مرز کمال نزدیک می‌شویم. کمال‌گرایی ناشی از عُجب است. معنایش این است که مردم کار ناقص می‌کنند اما من نباید بکنم. بنابراین به جای کمال‌گرایی باید بهترگرایی داشته باشیم.

۶. باید نسبت به هماهنگی درونی آرا و نظریات‌مان حساس باشیم. ما نظریاتی داریم که با هم سازگار نیستند. وقتی که تضاد و تناقض و تعارض نظراتمان با یکدیگر نشان داده می‌شود، ناگهان احساس شکست می‌کنیم؛ غافل از این که این شکست را واقعیت‌ها به ما نداده‌اند. لذا همیشه باید سعی کنیم اگر آرا و اجزایمان با هم ناسازگارند، یکی را به سود دیگری از میدان به در کنیم یا هر دو را به در کنیم و به جایش چیز سومی بیاوریم.

۷. ما همیشه از چیزهایی که جزو قوانین حاکم بر جهان نیستند، ضربه می‌خوریم چون آنها را قانون حاکم بر جهان می‌دانسته‌ایم. وقتی چیزی را که قانون‌نما و شبه‌قانون است، قانون فرض می‌کنیم از آن ضربه می‌خوریم. ذهن شما باید تابع واقعیت‌ها شود. کسی که می‌گوید، افسرده هستم چون دوست بیست ساله‌ام به من خیانت کرده انگار که یکی از قوانین ذهنش این بوده که هیچ دوستی به دوستش خیانت نمی‌کند. هیچ روانشناس اجتماعی و هیچ جامعه‌شاسی این را از قوانین حاکم بر مناسبات انسانی تلقی نکرده است. وقتی این قوانین به سنگ واقعیت می‌خورد، مثل ظرف بلورین می‌شکند و آن وقت ما ناخوشی و ناشادی و رنج احساس می‌کنیم.»



چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:11 ب.ظ
نظرات() 

با این کار شادتر، سالم‌تر و پولدارتر شوید

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
جمعه 25 فروردین 1396-03:31 ق.ظ

 مهم‌ترین رهاورد یا به عبارت دقیق‌تر دستاوردی که از مطالعه بسیار عاید شما می‌شود، این است که تا آخر عمر  با سطح بالایی از آگاهی و دانش با مشکلات زندگی روبرو خواهید شد. این آگاهی به شما کمک می‌کند در رویارویی با مشکلات به جای آن‌که عصبی شوید تصمیم درستی را اتخاذ کنید.
 
 با این کار شادتر، سالم‌تر و پولدارتر شوید

دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارند که شما را قانع می‌کنند بهتر است در برنامه کاری و پر مشغله خود زمانی را برای مطالعه و یادگیری اختصاص دهید. اگر کارمند یک شرکت بزرگ هستید، این خود یک دلیل مهم به شمار می‌رود. بیل گیتس، وارن بافت، اپرا وینفری و... همه این افراد بخش قابل توجهی از زمان خود را در طول هفته صرف یادگیری نکات جدید می‌کنند.

اگر هنوز هم به دنبال دلایل بیشتری نیاز دارید و این سوال را مطرح می‌کنید که چرا پس از اتمام دوران مدرسه بازهم باید به دنبال یادگیری نکات جدید باشید، شاید جان کلمن نویسنده مشهور بتواند به خوبی به این پرسش شما پاسخ دهد. او به طور مرتب در ارتباط با یادگیری مادام‌العمر و مزایای بسیاری که این رویکرد به همراه می‌آورد، مطالبی را در وبلاگ HBR می‌نویسد. او در یکی از پست‌های اخیر خود به مردم پیشنهاد داده است: «زمان بیشتری از زندگی خود را صرف تغذیه مغز خود کنند.»

با این کار شادتر، سالم‌تر و پولدارتر شوید
 
 ثروتمندتر، شادتر و محبوب‌تر

کلمن در یکی از پست‌های اخیر خود تمامی شواهد و مدارکی که نشان می‌دهند یادگیری مادام‌العمر چه مزایایی را برای مردم به ارمغان می‌آورد و چگونه این یادگیری مستمر بسیاری از مشکلات زندگی را حل کرده و فشار زندگی را کاهش می‌دهد، مطالب ارزشمندی را نوشته است. به نظر می‌رسد، ثروتمندتر شدن، سالم‌تر بودن، شادتر بودن و محبوب‌تر بودن از مزایای مهم و ارزشمندی است که به واسطه مطالعه کردن در اختیار مردم قرار می‌گیرد.

ثروتمندتر خواهید شد

درک این موضوع پیچیده نیست که مشاهده می‌کنیم جهان به سرعت در حال حرکت است. برای آن‌که بتوانید همواره یک متخصص باشید باید، به طور مادام‌العمر در حال یادگیری و مطالعه باشید. اگر به گفته‌های کلمن شک دارید، بهتر است به گزارشی که از سوی اکونومیست تحت عنوان "آموزش مادام‌العمر به یک اصل ضروری در اقتصاد تبدیل شده است،" نگاهی داشته باشید.

سالم‌تر خواهید بود

همواره به این نکته توجه داشته باشید میان سلامتی و مطالعه رابطه مستقیمی وجود دارد. تنها کافی است مقدار کمی از زمان خود را در طول هفته به مطالعه کردن و یادگیری نکات جدید اختصاص دهید. تعدادی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که مطالعه بیشتر میزان امید به زندگی را در مردم افزایش می‌دهد.
 
 با این کار شادتر، سالم‌تر و پولدارتر شوید

محبوب‌تر خواهید شد

کلمن دلایل کمتری را برای این موضوع برشمرده است. اما بر مبنای تجربیات خود ادعا می‌کند کنجکاوی و موفقیت‌های اجتماعی رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. او در پست اخیر خود نوشته است: «در حالی که مطالعات کمی در ارتباط با این موضوع انجام شده، اما متوجه شده‌ام افرادی که کنجکاو هستند و بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف یادگیری می‌کنند تقریبا شادتر، اجتماعی‌‌تر، حرفه‌ای‌‌تر و جذاب‌تر از افرادی هستند که مطالعه آن‌ها کم بوده یا اصلا مطالعه‌ای ندارند.»

شادتر خواهید شد

کلمن شواهد قابل استنادی که نشان دهد چه رابطه‌ای میان یادگیری و طرز تفکر وجود دارد ارائه نکرده است، اما پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهند مطالعه مستمر و منظم باعث شادی مردم می‌شود.
 
 با این کار شادتر، سالم‌تر و پولدارتر شوید

چگونه می‌توانیم بخشی از وقت خود را برای یادگیری اختصاص دهیم؟

روی هم رفته، شواهدی که به آن‌ها اشاره کردیم به اندازه کافی قانع کننده هستند که شما را متقاعد سازند بخشی از وقت خود را حتا در شرایطی که به شدت گرفتار هستید صرف یادگیری کنید. اما چگونه می‌توانیم در برنامه فشرده خود زمانی را برای این مهم اختصاص دهیم؟ ابتدا مهم‌ترین اصلی که باید به آن توجه داشته باشید این است که خود را در ارتباط با این مهم متعهد بدانید. اگر بیل گیتس قادر است حداقل بخشی از زمان خود را به این مهم اختصاص دهد، مطمئنا شما قادر هستید این‌کار را با زمان بیشتری انجام دهید.
 
راهکارهای متعددی برای این موضوع وجود دارد، به طور مثال باید از مواردی که باعث لغزش شما می‌شوند اجتناب کنید. بشما می‌توانید فهرستی از منابع آنلاین تهیه کنید، مواردی که وقت آزاد شما را در طول روز هدر می‌دهند را را پیدا کنید و از فهرست کارهای خود حذف کنید.


جمعه 11 فروردین 1396 08:35 ب.ظ
نظرات() 

از همین لحظه لذت ببر

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
یکشنبه 20 فروردین 1396-02:01 ق.ظ

ما آدمها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و " داشتن " هستیم. ما به پدیده ها به چشم مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان. ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم ، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم. به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند  ....

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و... شاید یک نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال ثبات می گردیم. می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است ، نو و سالم باقی بمانند  ... در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم." همه چیز گذرا و فانی است ، فقط اوست که می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود، به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود. ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم ، بی  قرار می شویم.

یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم  مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است. از همین  لحظه ها لذت ببر.



چهارشنبه 9 فروردین 1396 12:02 ب.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:176 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...