تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب اسفند 1394


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

برنامه‌ عصرگاهی که شما را شادتر می‌کند

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 25 اسفند 1394-11:11 ق.ظ


همه‌ی افراد در مورد عادات صبحگاهی صحبت می‌کنند تا به موجب آن صبح خود را به خوبی آغاز کنند. اما به پایان رساندن روز نیز می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. آیا می‌دانید چرا؟
وب‌سایت خوارزمی: همه‌ی افراد در مورد عادات صبحگاهی صحبت می‌کنند تا به موجب آن صبح خود را به خوبی آغاز کنند. اما به پایان رساندن روز نیز می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. آیا می‌دانید چرا؟ زمانی که بحث خوشحالی به میان می‌آید، ذهن شما به درستی و به طور کامل عمل نمی‌کند، در واقع ذهن شما تقلب می‌کند و شما را گول می‌زند. دنیل کانمن، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و نویسنده‌ی کتاب «به آرامی و به سرعت فکر کنید»، نشان داده است که ذهن شما در حقیقت تنها دو چیز را در مورد یک رویداد یا اتفاق به یاد می‌آورد:

۱- نقطه‌ی اوج احساسات
۲- پایان

برنامه‌ عصرگاهی ۵ مرحله‌ای که شما را شادتر می‌کند

اگر قرار است ذهن شما تقلب کند، شما نیز باید در پاسخ به آن تقلب کنید. بیایید تا این سیستم را به بازی بگیریم. اگر شما روز خود را طوری برنامه‌ریزی کنید که نقطه‌ی اوج احساسات شما عالی و پایان آن نیز عالی باشد، شما می‌توانید با گول زدن ذهن خود، شرایط نابسامان را به یک شرایط شادتر تبدیل کنید. شاید بپرسید چطور این اتفاق می‌افتد؟ به شما توضیح خواهیم داد.

۱- "حالت کار” را خاموش کنید.

روز کاری به پایان رسیده است. اما ذهن شما هنوز و هنوز و هنوز هم در حال پیش رفتن به سمت کار است. شما باید ذهن خود را از "حالت کار” به حالت آرامش گرفتن تغییر دهید. یک برنامه‌ی ساده می‌تواند به شما کمک کند. سعی کنید یک برنامه‌ی روزمره و دائم داشته باشید تا ذهن بیش از اندازه فعال شما متوجه شود که "زمان کار به پایان رسیده است.”دن پینک توصیه‌هایی را در این زمینه مطرح می‌کند:"به ایجاد برنامه‌های اساسی بپردازید. بدانید که در چه زمانی باید کار کردن را متوقف کنید. سعی کنید که هر روز کاری را به یک شکل به اتمام برسانید. میز کار خود را مرتب کنید. از کامپیوتر خود یک نسخه‌ی پشتیبان تهیه کنید. و فهرستی از کارهایی که قرار است در روز بعد انجام دهید را تهیه کنید.”

تحقیقات نشان داده است که نوشتن آن چه که به آن احتیاج دارید، می‌تواند به کاهش اضطراب شما منجر شده و به شما کمک کند تا از بعدازظهر خود لذت ببرید. حالا شما از "حالت کار” خارج شده‌اید. می‌خواهید خوشحال باشید درست است؟ بسیار لذت‌بخش بود اگر هر روز جمعه بود به نظر شما چنین چیزی غیرممکن است؟ 

اشتباه نکنید…

برنامه‌ عصرگاهی ۵ مرحله‌ای که شما را شادتر می‌کند

۲- شب‌های کاری را به تعطیلات آخر هفته تبدیل کنید.

اول اجازه بدهید تا از شما بپرسم: چرا آخر هفته‌ها بسیار عالی هستند؟ تحقیقات نشان داده است که دلیل اصلی آن این است که افراد می‌توانند زمان بیشتری را با دوستان و خانواده‌ی خود بگذرانند.

"قسمت بسیار زیادی از تاثیرات ناشی از تعطیلات آخر هفته با توجه به تفاوت‌هایی که در زمان سپری شده با دوستان و اعضای خانواده بین روزهای کاری و تعطیلات آخر هفته وجود دارد، توضیح داده می‌شود. زمانی که صرف روابط اجتماعی می‌شود به طور روزانه و در حدود ۱٫۷ ساعت در هر روز افزایش پیدا کند، تا ۲% به افزایش میزان خوشحالی نیز منجر می‌شود.” بنابراین بهتر است از تنها نشستن بر روی صندلی راحتی خود، زمانی که در خانه هستید، دست بردارید. حدود دو ساعت با دوستان یا اعضای خانواده‌ی خود وقت بگذرانید و به همین شکل می‌توانید یک دوشنبه شب کسل‌کننده را به یک آخر هفته شاد تبدیل کنید.

۳- در محیطی آرام استراحت کنید.

نور چراغ‌ها را کم کنید و تلویزیون و سایر صفحات نمایشی را حداقل یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید. ریچارد وایزمن، پروفسور روان‌شناسی در دانشگاه هرنفوردشایر و نویسنده‌ی کتاب پرفروش "درس شب: در برابر قدرت خواب برخیزید” معتقد است:"ده دقیقه استفاده از تلفن هوشمند و قرار گرفتن آن در روبروی بینی شما برابر است با یک ساعت پیاده‌روی طولانی در روز روشن. تصور کنید که به یک پیاده‌روی طولانی یک ساعته در طول روز رفته‌اید و سپس با خود فکر می‌کنید "بهتر است کمی بخوابم”، اما این اتفاق نخواهد افتاد. پس به هیچ نوع صفحه‌ای قبل از خوابیدن نگاه نکنید.”

برنامه‌ عصرگاهی ۵ مرحله‌ای که شما را شادتر می‌کند

۴- اتفاقات خوبی که در طول روز رخ داده‌اند را بنویسید.

تمام کاری که باید انجام بدهید به ترتیب زیر است:

• در کنار رختخواب خود یک دفترچه و یک خودکار قرار دهید.

• هر شب قبل از خوابیدن، ۳ موردی که در طول روز اتفاق افتاده‌اند و شما برای آن شکرگذار هستید را بنویسید. و سپس جمله‌ای در مورد اینکه چرا هر یک از این اتفاق‌ها رخ داده‌اند نیز بنویسید.

این تکنیک بارها و بارها و بارها به اثبات رسیده است. که در این‌جا مبتکر آن، پروفسور مارتین سیلمن در دانشگاه پنسیلوانیا توضیحاتی در مورد آن داده است."از هفته‌ی آینده، هر شب حدود ۱۰ دقیقه زمان، قبل از خوابیدن برای خود در نظر بگیرید. در مورد ۳ اتفاقی که امروز به خوبی پیش رفته‌اند بنویسید. یادداشت کردن در مورد این که چرا رویدادهای مثبت در زندگی شما اتفاق افتاده‌اند ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسند، اما لطفا به مدت یک هفته این کار را انجام دهید. به مرور زمان انجام این کار آسا‌ن‌تر خواهد شد. این احتمال وجود دارد که شما کمتر افسرده شوید، خوشحال‌تر باشید و بعد از شش ماه به این تمرین شدیدا عادت می‌کنید”

تحقیقات نشان داده است که هر چه شما بیشتر در مورد اتفاقات خوشحال‌کننده فکر کنید، خوشحال‌تر خواهید بود. این مسئله بسیار ساده است اما حقیقت دارد. بنابراین یادآوری کردن بسیار مفید است. اینکه ذهن شما ممکن است در زمان احساس خوشحالی، شما را گول بزند، از طرفی می‌تواند به نفع شما باشد. خیلی وقت‌ها رویاها بسیار بهتر از واقعیت هستند. شما چگونه می‌توانید از این مورد به نفع خود استفاده کنید؟

برنامه‌ عصرگاهی ۵ مرحله‌ای که شما را شادتر می‌کند

۵- برای اتفاقی در آینده برنامه‌ریزی کنید.

تحقیقات نشان داده است که پیش‌بینی کردن می‌تواند بسیار لذت‌بخش‌تر از رسیدن به چیزهایی باشد که آن‌ها را پیش‌بینی کرده‌اید.

از کتاب افسانه‌های خوشبختی:

"محققانی که به مطالعه‌ی هزاران گردشگر هلندی پرداخته‌اند به این نتیجه‌ رسیده‌اند که تا به اینجا بیشترین میزان خوشحالی ناشی از تعطیلات، از زمان مربوط به پیش‌بینی این تعطیلات به وجود آمده است …” افرادی که زمانی را وقف تجربه‌ی سرگرم‌کننده‌ی پیش‌بینی کردن می‌کنند، خوشحال‌تر هستند.

از کتاب شان آچور: مزایای خوشحالی

"یکی از تحقیقات نشان داده است که افرادی که تنها به تماشای فیلم موردعلاقه‌ی خود فکر می کنند، در حقیقت تا ۲۷% به افزایش میزان اندورفین در بدن خود می‌پردازند. اغلب، لذت‌بخش‌ترین بخش انجام یک کار، پیش‌بینی کردن آن است. اگر نمی‌توانید همین حالا به تعطیلات بروید، یا حتی یک شب را با دوستان خود سپری کنید، در تقویم خود برنامه‌ای را تعیین کنید، حتی اگر این تاریخ یک ماه یا یک سال دیگر باشد. سپس هر زمانی که نیاز به خوشحال‌تر بودن دارید، به خود در مورد این برنامه‌ریزی یادآوری کنید.” برای صرف یک وعده‌ی غذایی با دوست خود برنامه‌ریزی کنید یا زمانی را در روز بعد به خود اختصاص دهید تا کاری را که دوست دارید انجام دهید و در مورد آن هیجان‌زده باشید. تمام کاری که نیاز دارید انجام دهید همین است.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 27 اسفند 1394 11:12 ق.ظ

وقتی زندگی خوب پیش نمی‌رود؛ چه کنیم؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
چهارشنبه 5 اسفند 1394-07:31 ب.ظ


امروز روی تخت بیمارستان نشسته‌ام و منتظرم که هر دو سینه‌ام را درآورند. اما به طریق عجیبی احساس می‌کنم فوق‌العاده آدم خوش‌شانسی هستم. تا قبل از این هیچ مشکل جسمی نداشته‌ام. من زنی ۶۹ ساله در آخرین اتاق این راهرو قبل از بخش کودکان این بیمارستان هستم. طی چند سال گذشته ده‌ها بیمار سرطانی را دیده‌ام که با ویلچر یا تخت اینطرف و آنطرف برده می‌شوند. هیچکدام از این بیماران بیشتر از ۱۷ سال سن نداشتند.”

این جملات اولین سطرهای دفترچه خاطرات مادربزرگم بودند. ده سال پیش این صفحه را کپی گرفتم و آن را به دیوار اتاقم چسباندم تا یادم باشد همیشه چیزی هست که برای آن شکرگزار باشیم. و اینکه زندگی‌ام خوب بگذرد یا بد، هر روز باید شکرگزار از این زندگی از خواب بیدار شوم چون یک نفر جایی بخاطر زنده‌ماندنش شدیداً در کشاکش است.

حقیقت این است که خوشبختی، نداشتن مشکل نیست، توانایی کنار آمدن با آنهاست. اگر ذهن شما مسئله‌ای برای متمرکز شدن روی آن نداشت، می‌دانید چقدر سرگردان می‌شد؟ همیشه نگاهتان به چیزهایی باشد که دارید نه چیزهایی که از دست داده‌اید. چون چیزهایی که زندگی از شما می‌گیرد مهم نیستند، آنچه اهمیت دارد این است که با چیزهایی که برایتان باقی مانده است چه می‌کنید.

در زیر به ۸ چیزی اشاره می‌کنیم که به شما در زمان سختی‌ها انگیزه می‌دهد:

۱. درد بخشی از رشد کردن است.

گاهی اوقات زندگی به این دلیل درها را به رویتان می‌بندد که وقت جلو رفتن است. و این چیز خوبی است چون معمولاً ما هیچوقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند. وقتی زندگی سخت می‌شود. به خودتان یادآور شوید که هیچ درد و غمی بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. از چیزی‌هایی که اذیتتان کرده درس بگیرید ولی هیچوقت این درس‌ها را فراموش نکنید. فقط بخاطر اینکه با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید به معنی این نیست که شکست خورده‌اید. افتادن اتفاق‌های خوب زمان می‌برد. صبور باشید و مثبت فکر کنید. همه چیز درست خواهد شد؛ البته شاید این اتفاق زود نیفتد اما بالاخره می‌افتد.

یادتان باشد که دو نوع درد وجود دارد: دردی که آسیب می‌زند و دردی که تغییرتان می‌دهد. هر دو این دردها به رشد شما کمک می‌کنند.

۲. همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.

هروقت باران می‌آید، بالاخره بند می‌آید. هروقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی است. هر روز صبح طلوع خورشید همین را می‌خواهد به شما بگوید اما معمولاً یادتان می‌رود و در عوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی می‌ماند. اما اینطور نیست. هیچ‌چیز همیشگی نیست.

پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند. فقط به این دلیل که در این لحظه زندگی‌تان سخت شده است به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید. هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود. فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.

۳. نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند.

آنهایی که بیشتر از بقیه شکایت می‌کنند، کمتر از بقیه کار انجام می‌دهند. همیشه بهتر است که سعی کنید کاری بزرگ انجام دهید و شکست بخورید تا اینکه هیچکاری انجام ندهید و موفق شوید. اگر گم شوید، هیچ چیز تمام نمی‌شود؛ زمانی همه چیز تمام می‌شود که کاری انجام ندهید و فقط شکایت کنید. اگر به چیزی باور و اعتقاد دارید، تلاش کنید. اجازه ندهید سایه‌های گذشته، دریچه رو به آینده‌تان را تاریک کند. اینکه امروز را به شکایت کردن درمورد دیروز بگذرانید، آینده‌تان را روشن‌تر نمی‌کند. به جای آن دست به کار شوید. بگذارید درس‌هایی که گرفته‌اید زندگی‌تان را بهبود بخشند. تغییر ایجاد کنید و هیچوقت به عقب نگاه نکنید.

و صرفنظر از اتفاق‌هایی که در این راه طولانی می‌افتد، یادتان باشد که شادی و خوشبختی واقعی فقط زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن بخاطر مشکلاتتان بردارید و شروع به شکرگزاری برای مشکلاتی که ندارید کنید.

۴. جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند.

هیچوقت بخاطر جای زخم‌هایی که زندگی رویتان گذاشته است خجالت نکشید. این جای زخم‌ها یعنی درد تمام شده و روی زخمتان بسته شده است. یعنی توانسته‌اید بر درد غلبه کنید، درسی بگیرید، قوی‌تر شوید و به جلو پیش روید. جای زخم، خالکوبی پیروزی است که باید به آن افتخار کنید. اجازه ندهید این زخم باعث شوند زندگی‌تان را با ترس سپری کنید. هیچوقت نمی‌توانید جای این زخم‌ها را از بین ببرید اما می‌توانید نگاه خودتان به آنها را تغییر دهید. می‌توانید به جای این زخم‌ها بعنوان نشانه قدرتتان نگاه کنید نه درد.

۵. هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است.

صبر کردن در زندگی به معنی منتظر ماندن نیست؛ صبر کردن توانایی داشتن نگرشی خوب در زمان تلاش برای رسیدن به رویاهایتان است. پس اگر می‌خواهید امتحان کنید، وقت گذاشته و تا آخر راه را بروید. درغیراینصورت، هیچ دلیلی برای شروع کردن نیست. این می‌تواند به معنی از دست دادن راحتی و ثباتتان و بر هم خوردن عادت‌های خواب و خوراکتان برای مدتی کوتاه باشد. می‌تواند به معنی قربانی کردن روابط و همه چیزهای آشنایی باشد که قبلاً در زندگی‌تان وجود داشت. می‌تواند به معنی قبول کردن تمسخرهای همسالان و دوستانتان باشد. می‌تواند به معنی ساعت‌های متمادی تنهایی باشد که البته تنهایی نعمتی است که می‌توان از آن برای خلق چیزهایی عالی استفاده کرد. تنهایی فضایی که لازم دارید را به شما می‌دهد. بقیه چیزها آزمایش کردن قطعیت شماست، اینکه چقدر آن هدف را می‌خواهید.

و اگر آن را بخواهید، با وجود همه شکست‌ها، طردشدگی‌ها و مسائل دیگر انجامش می‌دهید. و هر قدمی که رو به آن برمی‌دارید از هر چه که فکرش را هم بکنید حالتان را بهتر می‌کند. می‌فهمید که مشکلات اتفاقاتی نیست که سر راه برایتان می‌افتد، چالش اصلی خود آن راه است. و ارزشش را دارد. پس اگر می‌خواهید امتحانش کنید، راه را تا آخر بروید. هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست… هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست که بفهمید زنده بودن یعنی چه.

۶. منفی بودن دیگران مشکل شما نیست. 

وقتی چیزهای منفی دور و برتان را می‌گیرد، مثبت باشید. وقتی دیگران می‌خواهند باعث ناراحتی‌تان شوند، لبخند بزنید. این بهترین و ساده‌ترین راه برای حفظ انگیزه و تمرکزتان است. وقتی دیگران با شما بدرفتاری می‌کنند، خودتان باشید. هیچوقت اجازه ندهید تلخی یک نفر شخصیتتان را تغییر دهد. هیچ چیز را به خودتان نگیرید، حتی اگر دقیقاً منظور خودتان باشد. خیلی کم پیش می‌آید که آدمها بخاطر شما کاری را انجام داده باشند. آنها کارهایشان را بخاطر خودشان انجام می‌دهند.

مهمتر از همه اینها، هیچوقت بخاطر اینکه کسی گفته به اندازه کافی خوب نیستید، خودتان را تغییر ندهید. زمانی تغییر کنید که می‌دانید آدم بهتری خواهید شد و آینده درخشان‌تری خوهید داشت. هر کاری که بکنید، چه درست و چه غلط، آدمها پشت سرتان حرف خواهند زد. پس قبل از اینکه نگران چیزی باشید که دیگران درموردتان می‌گویند، نگران کارهایی باشید که می‌کنید. اگر به چیزی واقعاً اعتقاد دارید، برای جنگیدن بخاطر آن نترسید. قدرت واقعی از غلبه بر چیزهایی به دست می‌آید که به نظر دیگران غیرممکن به نظر می‌رسد.

از همه اینها گذشته، شما فقط یکبار زندگی می‌کنید. پس سعی کنید همان طوری زندگی کنید که دوست دارید.

۷. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد.

قدرت واقعی زمانی می‌آید که چیزهایی زیادی برای گریه کردن بخاطرشان و شکایت کردن داشته باشید اما ترجیح دهید که لبخند بزنید و به جای این کارها بخاطر زندگی‌تان شکر کنید. همیشه در همه سختی‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوید، نقاط مثبتی هم وجود دارد اما باید بخواهید که دریچه قلب و ذهنتان را باز کرده و به استقبال آن بروید. نمی‌توانید به زور بخواهید بعضی اتفاق‌ها بیفتند. با تلاش در چنین جهتی فقط خودتان را خسته خواهید کرد. در بعضی نقاط فقط باید رها کنید و ببینید چه پیش می‌آید.

در آخر، دوست داشتن زندگی به اعتماد به حس‌تان، ریسک کردن، از دست دادن به دست آوردن خوشبختی و درس گرفتن از تجربه های تان بستگی دارد. این سفری دور و دراز است. باید دست از نگرانی، سرگردانی و تردید بردارید، به دست‌پاچگی‌هایتان بخندید، در لحظه زندگی کنید و از چیزهایی که روزگار پیش پایتان قرار می‌دهد لذت ببرید. شاید در آخر دقیقاً به آن مقصدی که می‌خواستید نرسید اما مطمئن باشید همان جایی می‌رسید که باید می‌رسیدید.

۸. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید.

از دوباره بلند شدن از زمین نترسید، از دوباره تلاش کردن، دوباره دوست داشتن، دوباره زندگی کردن و دوباره آرزو کردن. اجازه ندهید یک درس سخت از روزگار دلتان را سخت کند. بهترین درس‌های زندگی را معمولاً در سخت‌ترین شرایط و از بدترین اشتباهاتتان یاد می‌گیرید. زمان‌هایی هست که به نظر می‌رسد همه چیز بد پیش می‌رود و احساس خواهید کرد که این شرایط سخت همیشه می‌ماند. اما اینطور نخواهد بود. وقتی احساس کردید که کم‌کم ناامید و دلسرد می‌شوید، یادتان باشد که همیشه برای درست شدن مسایل، اول همه چیز باید خراب شود. گاهی برای اینکه به بهترین وضعیت خودتان برسید، باید بدترین وضعیتتان را پشت سر بگذارید.

بله، زندگی سخت است اما شما از آن سخت‌ترید. قدرت هر روز خندیدن را در خودتان ایجاد کنید. جرات داشتن احساسی متفاوت اما زیبا را در خودتان رشد دهید. سعی کنید لبخند را به لبان بقیه هم بیاورید. برای چیزهایی که قادر به تغییر آن نیستید، استرس نداشته باشید. ساده زندگی کنید. سخاوتمندانه دوست داشته باشید. صادقانه حرف بزنید. با دقت کار کنید و حتی اگر زمین خوردید، دوباره از جایتان بلند شوید. به رشد کردن ادامه دهید.

هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید سعی کنید این کارها را انجام دهید:

۱. مثبت فکر کنید.
۲. سالم غذا بخورید.
۳. ورزش کنید.
۴. سخت کار کنید.
۵. زیاد بخندید،
۶. خوب بخوابید.

و هر روز همه این کارها را تکرار کنید …



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 اسفند 1394 07:34 ب.ظ

12 قانون ساده برای شاد زیستن

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
شنبه 1 اسفند 1394-07:51 ب.ظ

شادی به خودمان بستگی دارد. – ارسطو

در اطراف خودمان برخی افراد را می‌بینیم که شاد به نظر می‌رسند؛ آنها معمولا فکر می‌کنند اگر یک سری کار خاص انجام دهند شاد خواهند بود. مثلاً با خودشان اینگونه حساب می کنند:

اگر با فلانی ازدواج کنم، فلان خانه را هم بخرم و چند فرزند هم داشته باشم شادی‌ام تکمیل می‌شود.

حال آنکه پشت این شادی کشمکشی نهفته است.

اشتغال به مسائلی از این دست، آنها را از حقیقت خودشان دور می‌کند. مانند سنگ بزرگی که از کوه کنده شده و بی هدف به سویی در حرکت است. در واقع واکنش‌هایشان آنی و بدون فکر می‌شود و نمی دانند به کدام سمت در حرکت هستند.

آن ها اگر صاحبِ خانه‌ای که آرزویش را هم داشتند بشوند، هیچگاه معنای زندگی را درک نمی کنند و حس پوچی، همچنان آزارشان می دهد. این اضطراب ممکنست دهها سال به طول بینجامد و خودشان هم ندانند دلیل این غم و سرگردانی‌شان چیست؟ 

آیا شما انسان شادی می باشید؟

پاسخ دادن به این سؤال بسیار حیاتی است. در ادامه ۱۲ قانون ساده برای شاد بودن را با شما به اشتراک می‌گذارم:

۱- صداقت و راستی، پایه یک زندگی شاد و معنادار است

صادق نبودن ما با خودمان دلیل بسیاری از ناراحتی‌های روزانه است. به ندای قلبتان گوش دهید. هرجا که قلبتان هست و اعتمادتان حضور دارد دلیلی برای لبخند زدن وجود دارد.

۲- شادی معلول آزادی است و آزاد بودن به شجاعت بستگی دارد

شانس خود را در مواردی که خوشحالتان می‌کند امتحان کنید. تنها راه شاد بودن ریسک کردن و پذیرش خطرهای احتمالی است.

۳- شادی یکپارچه است و هر قدمی که بر می‌دارید شما را به این وحدت نزدیک‌تر می‌کند

بدون تجربه‌های زندگی گویی صفحه سفید یا آهنگی نخوانده هستیم. آنچه که به شما جان می‌بخشد اراده شما برای زندگی در لحظه، با همه چالشهای آن و امید به فرداست.

۴- زندگی شاد الزاماً زندگی راحتی نیست

بهترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید عبارتند از دنبال کردن قلبتان و ریسک کردن. پس نگذارید ترس از آینده شما را از انتخاب راه درست باز دارد. آنقدر تلاش کنید تا زندگیتان به زیبایی رویاهایتان شود و برای هر قدمی که بر می‌دارید احترام قائل باشید.

۵- شادی در چیزهای کوچک نهفته است

بدیهیات را کنار بگذارید و به دنبال معنا باشید. چشمهای حساس کودکی‌تان را زنده کنید. چشم‌هایی که زندگی را مجموعه‌ای از زیبایی‌ها می‌دید، درست مانند یک آلبوم خانوادگی. دقیقا چشم‌هایی که زیبایی گلها، رنگین کمان و حیوانات وحشی را می‌دید؛ چشم‌هایی که از دیدن غروب آفتاب و شبهای پرستاره به وجد می‌آمد. رؤیا دیدن با آن، کار سختی نبود.

۶- شادی دارایی نیست که بتوان آن را صاحب شد؛ شادی به کیفیت افکار شما بستگی دارد و یک حالت ذهنی است که در آن فرد به دنبال معناست

توانایی پیدا کردن شادی در کوچکترین مسائل، روابط را پایدار و زندگی را دوست داشتنی می‌کند. برای اینکه بتوانید از داشتن کوچکترین چیزها هم شاد باشید باید به آگاهی برسید و در عین شکرگذاری، به دنبال اهداف بزرگتر باشید.

۷- رمز شادی در انجام دادن کارهایی که دوست دارید نیست بلکه در دوست داشتن کارهایی است که انجام می‌دهید

بهترین تلاش را برای برداشتن هر قدم به کار بگیرید و به نتیجه فکر نکنید. همیشه، همیشه و همیشه دلیلی برای شکرگذاری و چیزی برای یادگیری وجود دارد.

۸- شادی بدون غم معنایی ندارد

نمی‌توان در غم یا شادی مطلق فرو رفت. نور برای ابراز وجود به تاریکی نیاز دارد.

۹- شادی تعیین کننده نوع نگرش و رفتار شماست

شاد زندگی کردن معلول پذیرفتن این واقعیت است که همه چیز در حرکت است و از موقعیت قبلی خود فاصله می‌گیرد. یادتان باشد این نیز بگذرد. تنها چیزی که می‌توانید روی آن حساب باز کنید تغییر است.

۱۰- شادی، رمز شکوفایی

شادی با پذیرش فرد نسبت مستقیم و با انتظارات او نسبت عکس دارد.

۱۱- غیر ممکن است شادی شما در ناراحتی کسی نهفته باشد

زیر پای کسی را خالی نکنید، دست گیر دیگران باشید. صدای خود را با مهربانی بیارایید، گوشهایتان را برای شنیدن محبت حاضر کنید، دست‌هایتان را برای کمک دراز کنید، ذهنتان را برای پذیرش مهیا کنید و قلبتان را به عشق ورزیدن عادت دهید.

۱۲- شما با هیچکس قابل مقایسه نیستید پس محرک شادی خود باشید

مقایسه‌های اجتماعی که در آن شما با کس دیگری مقایسه می‌شوید قابل اتکا و معتبر نیستند. هرگاه حس کردید لازم است با کسی مقایسه شوید خودتان را با چیزی که قبلاً بوده اید مقایسه کنید.

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1 اسفند 1394 07:57 ب.ظ