تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب مهر 1394


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

بیچاره پاییز...

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
شنبه 25 مهر 1394-04:19 ب.ظ


دستش نمک ندارد...
این همه باران به آدم ها میبخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
خودمانیم ...تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل "بهار" خودگیر باشد تا شب عیدی زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ......

سیاست "تابستان "هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند.
بیچاره .....
بخت و اقبال "زمستان" هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد .
او "پاییز" است رو راست و بخشنده...ساده دل
فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدمها بریزد ...روزی.. جایی...لحظه ای... از خوبیهایش یاد میکنند.
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند.. عادت ادمها همین است ..یکی به این پاییز بگوید آدمها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...
دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگهایت میگذارند و میگذرند تنها یادگاری که برایت میماند... "صدای خش خش برگهای تو بعد از رفتن آنهاست"....!

ناراحت نباش پاییز،این مردم سالهاست به هوای بارانی میگویند خراب...



شنبه 25 مهر 1394 06:54 ب.ظ
نظرات() 

پندارنامه سیدخندان

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 21 مهر 1394-11:25 ب.ظ

نامی نو برای نگرشی نو، در سی و نهمین سالگرد تولدم که به نحوی آغاز میانسال شدنم هست، ترجیح دادم با نامی نو دیدگاه و نظریات خودم را بگم، از پست بعدی سعی می کنم تجربیاتی که در طول این سی و نه سال به اون دست یافتم، برای دوستان جوانم مطرح کنم، امیدوارم که تجربیاتم براشون مفید باشه،

به امید عاقبت به خیری همه دوستان  


سه شنبه 21 مهر 1394 11:32 ب.ظ
نظرات() 

من عاشق امروزم...

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
پنجشنبه 16 مهر 1394-11:21 ب.ظ


دیروز را که نمیتوانم جان دوباره ببخشم،
برای همیشه دیروزم گذشته است،
تمام شده است،
همه ناکامیها،شادیها،پیروزیهای دیروزم از بین رفته اند،
چه ناتوانم که نمیتوانم به دیروزم برگردم،
رفت که رفت همه ی گذشته ام،
اما امیدی هست،
از دیروزم درس می گیرم،
تا امروزم را بسازم،
من عاشق امروزم...
امروز،همین حالا،این لحظه،
نمیگذارم فردا نگرانم کند،
شاید هیچ وقت فردایی نداشته باشم،
شادیها، موفقیتها،لبخندهای فردا نباید ذوق زده ام کند ، مشکلات، نا امیدیها و اشکهای فردا که از راه نرسیده تا نگرانش شوم،
من عاشق امروزم...
تنها هدیه خداوند،
امروز بهترین لباسم را میپوشم،
بهترین عطرم را میزنم،
فرزندانم را به آغوش میکشم؛
تا فرصت دارم هر چه دوستت دارم نگفته دارم خرج میکنم؛
حتما برای عزیزانم گل میخرم،
کتابهای نخوانده ام را می خوانم،
برای دیدن رنگین کمان عجله میکنم،
از بوییدن گلها خود را سر مست میکنم،
بهترین خویشتن خویش را عرضه میکنم،
والاترین اخلاقم،استعدادم،شکوهم...
تقدیم میکنم با عشق
به خانواده ام،دوستانم، همکارانم...
من عاشق امروزم...
چقدر کار برای امروز دارم،
باید امروزم را زندگی کنم


شنبه 18 مهر 1394 08:48 ب.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2