تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب آذر 1394


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

زندگی لحظه بیداری ماست

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
یکشنبه 29 آذر 1394-07:58 ب.ظ

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود.
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هر که معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود
گله ها را بگذار
ناله ها را بس کن
تا بجنبیم تمام است تمام
مهر دیدی که به برهم زدن چشم کذشت
یا همین سال جدید
باز کم مانده به عید
   این شتاب عمر است
   من و تو باورمان نیست که نیست
   زندگی گاه به کام است و بس است
   زندگی گاه به دام است و بس است
   زندگی گاه به دام است و غم است
   چه به کام 
   چه به نام و 
   چه به دام
   زندگی معرکه  همت ماست..... زندگی می گذرد
   زندگی گاه  به ساز است سلامت بدهد
   زندگی گاه به ناز است و به جهانت بدهد
              چه به راز 
              چه به ناز 
              چه به ساز
زندگی لحظه بیداری ماست


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 10:51 ق.ظ
نظرات() 

۱۲ روش برای ساختن محیط کاری شاد

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
چهارشنبه 25 آذر 1394-04:19 ق.ظ

ب سایت دیجی کالا: انسان‌های خوشحال به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا می‌کنند. پس چرا نباید همیشه خوشحال و شاد باشیم؟ اینکه بتوانیم در محیطی شاد کار کنیم باعث می‌شود که روند کاری بهتری داشته باشیم. یک فرد شاد رابطه‌ی خوبی هم با همکارانش دارد و بدون دردسر فعالیت‌های روزانه‌ی خودش را به پایان می‌رساند. پس پیشنهاد می‌کنیم که همیشه شاد باشید. البته برای شاد بودن و داشتن یک محیط کار شاد و هیجان‌انگیز، باید کارهای مختلفی انجام دهید. در این مطلب ۱۲ راه مختلف برای داشتن یک محیط شاد را به شما معرفی می‌کنیم.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۱. روز را بدون استفاده از تکنولوژی‌های مختلف شروع کنید

بیدار شدن بدون زنگ هشدار تلفن‌های همراه هوشمند به یک کار غیرممکن تبدیل شده است. سعی کنید بعد از خاموش کردن زنگ گوشی، آن را از خودتان دور کنید. در زمان صبحانه خوردن، ایمیل‌های خودتان را چک نکنید و قهوه یا چایی خود را بدون گوش کردن به پیام‌های صوتی بنوشید. اگر بتوانید صبح را با ۳۰ دقیقه دوری از تکنولوژی آغاز کنید، قطعا یک شروع خوب خواهید داشت.

۲. هر چند وقت یک‌بار از محیط کار خود خارج شوید


نور خورشید می‌تواند در روحیه‌ی شما تاثیرگذار باشد. سعی کنید هر چند ساعت یک‌بار از محیط کار خود خارج شوید و چند دقیقه‌ای را در فضای آزاد سپری کنید.

نور خورشید باعث می‌شود که بدن ویتامین D جذب کند و این کار روحیه‌ی شما را بالاتر می‌برد و باعث می‌شود که بهتر کار کنید. اگر کارتان به شکلی است که نمی‌توانید آن را ترک کنید، سعی کنید آخر هفته به محیط‌های باز مانند پارک و جنگل بروید.

۳. در لحظه روی یک کار تمرکز کنید

وجود شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و تلفن‌های همراه هوشمند باعث شده که تمرکز روی کارهای مختلف بسیار سخت باشد. باید سعی کنید در هر لحظه روی یک موضوع کار کنید. تمرکز داشتن روی یک فعالیت باعث می‌شود که دست به کارهای خلاقانه بزنید.

۴. فعال باشید

فعالیت فیزیکی هر کسی متفاوت است. سعی کنید به اندازه‌ی مناسب فعالیت فیزیکی داشته باشید. فعالیت‌های فیزکی مانند ورزش کردن باعث می‌شود روحیه‌ی شادی داشته باشیم.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۵. مدیتیشن کنید

در هر روز مدت زمان مشخصی را برای مدیتیشن کردن بگذارید. در این زمان هیچ کاری نکنید و ذهن خود را آزاد بگذارید. در ابتدا انجام دادن چنین کاری بسیار سخت خواهد بود، اما پس از مدتی باعث می‌شود که بتوانید به راحتی بسیاری از مشکلات را حل کنید.

۶. با دوستان و آشنایان خود در ارتباط باشید

سعی کنید با فامیل خودتان به وسیله‌ی موبایل، شبکه‌های اجتماعی یا به صورت حضوری در تماس باشید. حتی می‌توانید با دوستان‌تان به مسافرت بروید و زمانی را با آن‌ها بگذرانید.

7. در یک ساعت مناسب بخوابید

هر فرد با یک مقدار خوابیدن می‌تواند یک روز خوب داشته باشد. برای این‌کار باید سعی کنید در ساعت مناسبی بخوابید. روزانه بین ۷ تا ۸ ساعت بخوابید تا بتوانید با انرژی بیشتری کارهای خود را انجام دهید.

۸. بخوانید و بنویسید

زمانی را برای کتاب خواندن صرف کنید و سعی کنید مطالبی هم بنویسید. نوشتن می‌تواند درباره‌ی موضوعات مختلف باشد. هر روز کمی از افکارتان را بنویسید تا بتوانید احساس خود را بروز دهید. داشتن یک دفترچه‌ی خاطرات یا یک دفترچه‌ی یادداشت برای این کار بسیار مناسب است.

۹. تفریح کنید

بعد از یک روز سخت کاری، بد نیست کمی تفریح کنید. تفریح کردن از میزان اضطراب شما کم می‌کند.

10. یک لیست از کارهایی که باید انجام دهید، به وجود بیاورید

لیستی از کارهایی که باید انجام دهید را درست کنید و سعی کنید در پایان روز آن‌ها را انجام دهید. البته نباید تمام زمان خود را برای به پایان رساندن این کارها صرف کنید چرا که باید انرژی خودتان را برای روز بعد هم نگه‌دارید.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۱۱. منظم باشید

در طول روز ۱۵ دقیقه زمان برای مرتب کردن محیط کار خود بگذارید. البته شاید این کار کمی بیشتر از ۱۵ دقیقه یا حتی کمتر از آن زمان ببرد.

۱۲. زمانی را برای پایان دادن به کارهای خودتان در نظر بگیرید

اگر قرار نیست که در آخر هفته کار کنید، هیچ کاری را انجام ندهید. ناتمام گذاشتن کارها ممکن است راحت نباشد ولی باید بین کار و زندگی شخصی خودتان حد و مرزی به وجود بیاورید. داشتن زندگی شخصی شاد باعث می‌شود که در محیط کار هم شاد باشید.


سه شنبه 10 آذر 1394 09:31 ب.ظ
نظرات() 

روش های لذت بردن از زندگی

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
جمعه 20 آذر 1394-06:21 ق.ظ

روشهای شادابی ،نشاط ، لذت بردن از زندگی
شادابی ،نشاط ، لذت بردن از زندگی و هدفمندی مستلزم داشتن شخصیت سالم است . ازطریق آشنایی با معیارهای سلامت روانی و تطابق آن باویژگی های شخصی ،تعامل با دیگران و محیط پیرامونی اندكی می توانیم عوامل آسیب زا به شخصیت سالم را شناسایی و با اصلا ح آنها ، در كسب شخصیت سالم تلاش كنیم .

سلامت روانی و جسمانی خواست همه انسانهاست و همه در تلاشیم شخصیت های سالمی درزندگی برای برقراری مناسبات سالم انسانی پیدا كنیم .اما آیا تا كنون اندیشیده اید كه چه فردی ازشخصیت سالم بهره مند است .

گوردن آلپورت یكی از نخستین روان شناسی بود كه توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت . از نظر وی افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می كنند ،از قید و بندهای گذشته آزادند و از نیروهایی كه آنها را هدایت می كنند كاملا آگاهند و می توانند برآنها چیره شوند . راهنمای اشخاص بالغ ، زمان حال ،‌هدفها و انتظارهایی است كه از آینده دارند .جنبه بنیادی شخصیت آدمی را مقاصد سنجیده و آگاهانه (امیدها و آرزوهای او ) تشكیل می دهد . این هدفها ، انگیزه شخصیت سالم قرار می گیرد و بهترین راهنما برای فهم رفتار كنونی انسان هستند .وجود آدمی برداشتن هدفهای دراز مدت استوار است و انسا ن را از حیوان ، كودك را از سالمند ،در اكثر موارد ،‌شخصیت سالم را از بیمار متمایز می كند .

از نظر آلپورت ،‌انسانهای سالم نیاز مداومی به تنوع ،‌احساس و درگیری تازه دارند .كارهای روزمره و عادی را كنار می گذارند و درجست و جوی تجربه های تازه هستند . ماجراجو هستند ،‌خطر می كنند و چیزهای تازه كشف می نمایند . همه این فعالیتها ایجاد تنش می كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ها و خطرهای تنش زاست كه بشر می تواند ببالد . نگاه شخص سالم به آینده او را پیش میراند و این نگرش با هدفهای خاص خود شخصیت را یگانه می سازد و سبب افزایش میزان تنش او می شود .

از دیدگاه آلپورت

گسترش مفهوم خود ،ارتباط صمیمانه خود با دیگران ، امنیت عاطفی ، ادارك واقع بینانه ، مهارتها و وظایف ، عیینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی هفت معیار شخصیت سالم است.

ازسوی دیگر اریك فروم معتقد است كه به سبب اهمیت نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای درك یكایك اعضای جامعه ،باید ساختار آن جامعه درگذشته و حال تجزیه و تحلیل گردد . بنابراین شناسایی ماهیت جامعه كلید درك شخصیت متغیر انسان است . شخصیت ،خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگی دارد . فرهنگ مانع یا حامی رشد و تكامل مثبت انسان است .

فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ میداند . از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد كه جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می كند ،نه اینكه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می كند . در نتیجه ، سلامت روان بیش از آنكه امری فردی باشد . مساله ای اجتماعی است . جامعه ناسالم در بین اعضای خود دشمنی بدگمانی بی اعتمادی میآفریند و مانع از رشد كامل آنها می گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضای خود امكان می دهد به یكدیگر عشق بورزند ،بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارورو نیرومند سازند .

از نظر مزلو نیز كه یك روانشناس انسانگر است .شخص سالم در حال خودشكوفایی یا تحقیق ذات است ،شخصی است كه شایستگی بودن و شدن را داراست .

درک درست ازواقعیت ،ذهن بازداشتن به تجربه ها ،‌افكار ، اطلاعات جدید ،وحدت شخصیت هویت راسخ ، خود را می شناسد و برآن اساس رفتار می كند ،توانایی گسترش روابط صیمیانه ،خلاقیت و برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی را ویژگی های شخصیت سالم می داند و معقتد است افرادی كه خواستار خود شكوفایی هستند به نوبه خود نیازهای سطوح پایین تر شان (یعنی نیازهای جسمانی ،‌ایمنی ، تعلق ،‌محبت و احترام ) را برآورده سازند آنان دچار بیمارهای روانی نیستند ،آنان الگوهای بلوغ ، پختگی و سلامتی هستند و با حداكثر استفاده از همه قابلیتها تواناییهایشان خویشتن را فعلیت و تحقق می بخشند . میدانند چسیتند ،كیسیتند و كجا می روند . به اعتقاد وی جوانان نمی توانند كاملا خواستار تحقق خود باشند ،آنان احساس هویت نیرومند و استقلال ندارند ، به رابطه عاشقانه پایدار نرسیده اند ، اما می توانند به سوی تحقق خود پیش بروند و از خود ویژگیهای نشان دهند كه حاكی از توجه به بلوغ و سلامت روان باشد .

به اعتقاد مزلو ویژگی دیگرافراد خود شكوفا ،‌ادراك صحیح از واقعیت عینی شناخت عینی از موضوعهاو اشخاص پیرامون خود به همانگونه كه وجود دارد و تشخیص ریاكاری و نادرستی است .شخصیتهای نا سالم ،‌جهان را با قالب ذهنی خویش ادارك می كنند و می خواهند به زور آن را به شكل ترسها ، نیازها ،‌وارزشهای خود درآورند .

ازسوی دیگر روان شناسان شناخت گرا ، براین باورند كه شخص سالم ،‌رویدادهای محیط را با استفاده از روشهایی تعبیر و تفسیر می كند كه به احساس خوب (یا امید ) می انجامند و او را قادر می سازند به اینكه برای حل مسائل زندگی خود مهارتهای خاصی را به بكار برد .

وین و دایر با پیش كشیدن بحثی تحت عنوان تصویر اشخاصی كه نقاط ضعف شخصیت خویش را از بین برده اند . معتقد است كه این اشخاص همه چیز زندیگ را دوست دارند ،‌ازانجام هیچ كاری ناراحت نمیشوند .اوقات خود را با شكوه و شكایت ، یا این آرزو كه اوضاع طوردیگری باشد ،‌تلف نمی كنند . نسبت به امور زندگی احساس شور و هیجان دارند .خواست و توقعشان از زندگی تاحدی است كه دستیابی به آ‌ن برابیشا ن امكان داشته باشد . وقتی افراد دیگری نزدیك چنین افرادی هستند ،‌در وجود آنان هیچگونه ناله و شكایت یا حتی آههای افسوس بار نمی بینند . در مهمانی ها یا درتنهایی ، به سادگی به آنچه كه در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم میكنند . تظاهر به لذت بردن نیم كنند . بلكه هر آنچه را كه هست بطور خردمندانه میپذیرند و توانایی شگفت انگیز در لذت بردن ازواقعیات دارند . اگر لازم باشد كه اوضاع و شرایطی عوض شود . سعی در تغییر آن می كنند و از این تلاش و كوشش لذت می برند . به راستی دوستدار زندگی هستند و تا حد امكان ازآن بهره میگیرند .

نگرش كارل راجرز به الگوی شخصیت سالم ،تصویر خوش بینانه ای از طبیعت انسان عرضه می كند كه مضمون عمده آن این ست كه شخص باید فقط بر تجربه ای كه خود از جهان دارد متكی باشد چرا كه این تجربه تنها واقعیتی است كه هر فرد می تواند بشناسد .به اعتقاد وی ، ادراك آگاهانه از خویشتن و دنیای پیرامون است كه شخص راهدایت می كند ، نه نیروی ناآگاهی كه در اختیار و به فرمان او نیست . تجربه هوشیار و آگاهانه زیربنای عاطفی انسان رامی سازند و شخصیت سالم ،اهمیت زمان حال و چگونگی ادراك آن ،بیش از گذشته است . البته نباید منكر تاثیر رویدادهای گذشته برشیوه نگرش كنونی شد زیرا رویدادها در میزان سلامت روانی انسانها موثر واقع می شود ، اما تاكید عمده بر رویدادهای كنونی است نه آنچه در كذشته پیش آمده است .

راجرز برای شخصیت سالم ازخود پنداری مثبت و سالم سخن به میان می آورد و پذیرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با دیگران ، زندگی كامل در زمان حال ،‌ادامه یادگیری چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افكار خود ، توانایی تصمیم گیری مستقل وخلاقیت را از خصایص شخص سالم برمی شمارد .

معیارهای سلامت روانی

براساس نظر كارشناسان سازمان جهانی بهداشت ،‌سلامتی نه فقط به فقدان بیماری و نقص عضو بلكه به حالت رفاه كامل جسمی ، روانی و اجتماعی اطلاق می شود بنابراین تعریف ، سلامت روانی به عنوان یكی از معیارهای تعیین كننده سلامت عمومی شناخهت می وشد . فردی كه از سلامت روانی برخوردار است ،ضمن احساس راحتی و آسایش قادر است در اجتماع به راحتی و بدون اشكال به فعالیت بپردازد و ویژگی های شخصی وی در آن اجتماع ،‌موجب خشنودی و رضایت است .

سلامت روانی و بدنی لازم و ملزومند . متخصصان علوم تغذیه و پژوهشگران تناسب فیزیكی ،بین سلامت روان و بدن با كیفیت تغذیه و میزان تحریك جسمی ،‌ارتباط معناداری یافته اند . مطالعات زیستی ـ شیمیایی مغز انسان نشان می دهد كه سلامت روان و ذهن ،احتمالا به منظم و متعادل بودن فعالیتهای الكتروشیمیایی سلولهای مغز ی و دستگاههای عصبی بستگی دارد .

به سختی می توان كسی را یافت كه متعادل منطقی و آگاه به اعمال خود باشد هر فرد در دوره هایی از ندگی خود دارای ویژگیهایی از قبیل شیدایی ، افسردگی ،اجتماعی بودن ،بیگانگی ،‌جست و خیز و انفعالی بودن است ،بنابراین به شكلی رفتارهای غیرم نطقی را تجربه می كند . تفاوت رفتارهای عادی و غیر عادی یك امر رتبه ای و درجه بندی شده است .برخی از مردم بیش از دیگران غیر منطقی هستند . و بعضی دیگر چنان غیر منظقی هستند كه در زمینه سازگار شدن با زندگی به كمك نیاز دارند .

همچنین فرانكل اراده معطوف به معنا را ملاك سلامت روان می داند . او نظریه معنا درمانی را برای درمان كسانی كه زندگیشان بدون معناست معرفی می نماید .در این نظریه ،‌طبیعت انسان بر سه محور استوار است :آزادی اراده ،اراده معطوف به معنا و معنای زندگی .او معتقد است با آنكه در معرض شرایط بیرونی معینی هستیم كه برزندگی ماتاثیر می گذارد با این حال در انتخاب واكنشهای خود نسبت به این اوضاع و شرایط آزاد هستیم . اراده معطوف به معنا و معنای زندگی به نیاز مداوم انسان به جست و جستجو نه برای خویشتن بلكه برای معنایی كه به هستی ما منظور می بخشد ارتباط می یابد . هرچه بتوانیم از خود فراتر رویم و خود را در راه چیزی یا كسی ایثار كنیم انسان تر می شویم . مجذوب شخص یا چیزی فراسوی خودشدن معیار نهایی رشد و پرورش شخصیت سالم است . به اعتقاد فرانكل جوهر وجود انسان را سه عامل معنویت ،آزادی و مسولیت تشكیل می دهند .

برای دسترسی به سلامت روانی باید بپذیریم كه در رفتار خود آزادی انتخاب داریم و این آزادی را هب كار ببریم و مسوولیت انتخاب نیز با خودماست . بنابراین سلامتی و عدم سلامتی روانی به مقدار زیادی ناشی از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصیلی و واكنشهای معلمان و والدین نسبت به اآنان است .

زمانی كه شخصیت كودك شكل نگرفته ،سالهای نخست زندگی تحصیلی خود را آغاز می كند ،‌در مسیر رشد و بالندگی قرار می گیرد و درطول بهترین سالهای عمر خود ،‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختی ،عاطفی و اجتماعی به كنش متقابل می پردازد كه نتیجه اش همان چیزی است كه به صورت جوان 19 ـ 18 ساله ای به جامعه تحویل داده می شود .

حال چنانچه این فرد به ویژگی ها و خصایص شخصیت سالم آشنا و در جهت كسب آنها تلاش كند . زندگی ای سرشار ازامید ، شادی ،‌آرامش و همراه با موفقیت خواهد داشت.



جمعه 29 آبان 1394 06:22 ب.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:3 
  • 1  
  • 2  
  • 3