تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب اردیبهشت 1395


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

انواع ترس

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
شنبه 25 اردیبهشت 1395-03:33 ق.ظ

 الف: غریزی
این دسته از ترسها آنی و گذرا هستند، مثل ترسی که هنگام تصادف به شما دست می دهد. تکانه ترس به مغز منتقل میشود و منجر به ترشح آدرنالین میشود. ضربان قلب بالا میرود، دچار لرزش میشوید و ممکن است عرق کنید اما همه این ها زود تمام میشود و به شرایط عادی باز میگردید.
 
ب: غیر ضروری
ترسهای بی صدایی که ما را تصاحب میکنند و در افکار ما آنچنان ریشه میدوانند که ما را فلج میکنند و از حرکت رو به جلو باز میدارند. همه ما با خطرات بلند مدتی مثل از دست دادن شغل، بیماری و… روبه روییم. در این موارد ترس تنها مثبت اندیشی را از ما میگیرد.
 
اگر اجازه دهید این ترس ها به خودآگاه شما راه یابند، به راحتی از اهدافتان باز خواهید ماند. ترسهایتان را بشناسید و از آنها عبور کنید و به سمت اهدافتان حرکت کنید.

ترس که بین شما و هدفتان جدایی می اندازد :۱- ترس از شکست
همه از شکست میتر سند، چرا؟ چون پذیرفتن شکست یعنی رو به رو شدن با سرشکستگی و خجالت زدگی. اما اگر خودمان را درگیر هدفی نکنیم شکست هم نخواهد بود و لازم نیست متحمل هیچ شرمندگی هم بشویم!!!
 
ولی به چه قیمتی؟ آنگاه به زندگی دچار خواهید شد که هنری دیوید آن را “نومیدی خاموش” نامیده است و بارها از خود میپرسید چه میشد اگر فلان چیز را داشتم؟
 
راه حل:
از خود بپرسید “بدترین اتفاقی که میتواند بیافتد کدام است؟” :
میمیرید؟ برای همیشه از بین خواهید رفت؟ پاسخ صد در صد منفی است. بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد این است که شما ناامید میشوید و مجبور میشوید دوباره از صفر شروع کنید و احتمالا این کلمات را خواهید شنید “من که بت گفته بودم!” درست مثل همه افراد موفق دیگر از جمله انیشتین، جابز، گیتس و… .

ترس از ناشناخته ها
آینده تضمینی ندارد، ممکن است با دنبال کردن یک هدف به سرزمین ناشناخته ها قدم بگذارید. باید هوشیار باشید اما نه آنقدر که فرصت ها را از ترس انجام کار و پذیرفتن مسئولیت هایی که تا بحال نداشته اید از دست بدهید. انعطاف پذیری و چالش پذیری لازمه هدف گذاری است.
 
راه حل :
اطراف خود را از افراد ریسک پذیر پر کنید، افرادی که شما را تشویق میکنند. از افراد ترس پرور، کسانی که در حاشیه امن خود به سر میبرند و شما را تشویق میکنند تا مانند خودشان باشید دوری کنید.
اگر قرار بود همه به حاشیه امن خود بچسبند، فضا کشف نمیشد، پیشرفت پزشکی اتفاق نمی افتاد و اشخاصی مثل مالالا که تحصیل را برای بانوان ضروری دید وجود نمیداشتند، آیا ناشناخته شما از ناشناخته آنها ترسناک تر است؟

ترس از تغییر:
به محض حرکت به سمت هدف برخی روابط و چیزها را از دست خواهید داد. ممکن است با تغییراتی در سازمان یا کشور مواجه شویدT حرکت های بزرگی که شما را با شرایط و تجربه های جدید روبه رو میکنند.
ترس از شرایط جدید ممکن است فرصتها را از شما بگیرد یا حتی بدتر ترس از شکست را به جانتان بیاندازد.
 
راه حل:
قدمهای مثبتی در جهت این تغییر بردارید. اگر تغییر ارتقایی در سازمان شما باشد شما در مورد آن دپارتمان و کارکنانش چه میدانید؟
 
چطور میتوانید اطلاعات بیشتری کسب کنید؟ اگر تغییر پیدا کردن شغل جدید یا نقل مکان به شهر جدید است چطور میتوانید اطلاعات بیشتر از شرایط جدید کسب کنید؟ اگر کسی را میشناسید که شرایطش مشابه شماست، با او مشورت کنید. همین که قدم مثبتی در جهت تغییر بر میدارید، ترس آرام میگیرد.

ترس از عدم پذیرش
ایده تجاری بزرگی دارید و واقعا برای انجام این کار مصمم هستید. قدمهایی در این جهت برداشته اید و حاضرید تا طرح خود را با سرمایه گذاران به اشتراک بگذارید. اما ناگهان، هیچ چی! چرا؟ چون از رد شدن میترسید!
 
راه حل:
رد شدن دردناک است، همه میدانند و قبلا تجربه کرده اند، اما خب خوشبختانه برای این موضوع هم مثال خوبی وجود دارد.
 
جی کی رولینگ نویسنده رمان هری پاتر قبل از چاپ کتابش ۲۰۰ بار از طرف ناشران مختلف رد شده بود تا اینکه یک ناشر تصمیم میگیرد شانس خود را امتحان کند. اگر به خود بقبولانید که رد شدن طبیعی است چون دیدگاه ها متفاوت است، نگاهتان به مسئله متفاوت خواهد شد. اگر کسی شما را رد کرد، خب اتفاقی است که افتاده، مهم پیدا کردن کسی است که شما و دیدگاهتان را بپذیرد.

ترس از تکرار گذشته
همه ما اتفاقات تلخی را تجربه کرده ایم مثل شکست، تطبیق ناموفق با تغییرات، انتخاب اشتباه و مخالفت دیگران و اکنون در آستانه حرکت جدید، تمام آن اتفاقات در ذهن ما ورم کرده اند و ما را از حرکت باز میدارند.
 
راه حل:
اکنون شما عاقل تر و بزرگتر از گذشته اید. چیزهای زیادی آموخته اید؛ به علاوه بیاموزید که در حال زندگی کنید چرا که به راستی تنها در این زمان کاری از دستتان برمی آید. اگر کاری انجام بدهید همه این ترسها کم رنگ میشوند.
این ترسها را کنار بگذارید جایی که به آن تعلق دارند.

ترس از روابط جدید
تغییر کردن و حرکت به سمت اهداف جدید با تشکیل روابط جدید همراه است. این تغییر برای کسانی که روابط قبلی خود را دوست دارند یا با تشکیل روابط جدید مشکل دارند کار سختی است. اگر شما جز این دسته از افراد هستید کارهایی برای انجام دادن لازم است.
 
راه حل:
چرا از تشکیل روابط جدید میترسید؟ آیا فکر میکنید افراد جدید شما را جدی نمیگیرند؟ این تصورات به ترس از رد شدن هم مربوط است و اگر شما تصویر درستی از خود نداشته باشید میتواند وخیم تر هم بشود.
توجه خود را به موفقیت های اجتماعیتان معطوف کنید. این کار واقعا جواب می دهد. اما اگر مشکل اساسی در مورد عزت نفس دارید بهتر است به متخصص مراجعه کنید.

ترس از مخالفت
همه ما دلمان موافقت می خواهد. اینکه کسانی که دوستشان داریم با ما موافق باشند حس خوبی دارد. اما اگر اینگونه نشد چه؟ اگر میخواهید به مخالفت ها تن بدهید پس با اهدافتان خداحافظی کنید.
 
راه حل:
قبل از همه چیر شاید مجبور شوید مدتی با مخالفین قطع رابطه کنید. یا شاید هم به این مخالفت ها به چشم یک اتفاق گذرا نگاه کنید و تنها این افراد را در جریان روند کارتان نگذارید.
 
افرادی در زندگی شما وجود دارند که از مخالفان حرکت شما به سوی اهدافتان هستند. این افراد از اینکه نادیده شوند میترسند، و این به خودشان مربوط است نه شما!

ترس از کنترل نداشتن روی دیگران
شاید احمقانه به نظر برسد اما وقتی از محیطی که روی افراد آن کنترل داشتید به محیط جدیدی که کنترلی روی آن ندارید نقل مکان میکنید، حداقل برای مدتی بخشی از شخصیت خود را از دست میدهید و این میتواند ترسناک باشد. اما قدرت درونی و استعدادی که شما را بر دیگران برتری میداد هنوز هم پابرجاست.
 
راه حل:
به این فکر کنید که وقتی مدیر نیستید مسئولیت های خاصی را هم ندارید و آزاد هستید، آن هم چه آزادی!

ترس از دل شکستگی
این موضوع بیشتر به زندگی شخصی مربوط است تا زندگی حرفه ای.
زخم های قدیمی، ما را از روابط جدید میترساند و ما فرصت برقراری یک رابطه عاطفی را از دست میدهیم، رابطه ای که میتواند نقطه عطفی در زندگیمان باشد.
 
راه حل:
ریسک پذیر باشید. آغوشتان را به سوی فرصتهایی که یک رابطه جدید میتواند با خود به همراه بیاورد باز کنید. میتوانید آرام و هوشیارانه در این مسیر قدم بگذارید اما وقتی یک رابطه عاطفی شکل گرفت کل زندگی شما رو به رشد خواهد بود و این رشد خودش را در زندگی حرفه ای و رسیدن به اهدافتان، نشان میدهد.

ترس از موفقیت!
عجیب به نظر میرسد نه؟!
اما گاهی حرکت به سمت هدف خوشایندتر از به هدف رسیدن است.
به تاخیر انداختن!؛ با این کار همیشه هدفی دارید که به آن مشغول باشید. ترس از هدفگذاری مجدد مشکل شماست! اگر این هدف تمام شد نوبت بعدی است. آیا هدفی دارید؟ اگر هدفی تعیین نکنید دیگران چه میگویند؟
 
راه حل:
با لذت به سمت هدفتان حرکت کنید. اگر به آن دست یافتید و پر از رضایت و حس خوب شدید مجازید تا هر وقت میخواهید به آن ببالید. ادامه زندگی به خودتان بستگی دارد. برخی تنها یک هدف دارند و همه هم و غمشان رسیدن به آنست. برخی ترجیح میدهند هدف دیگری داشته باشند. در هر صورت خودتان باشید.
آیا با این ترسها روبه رو بوده اید؟ احتمالا پاسخ تان مثبت است.
 
با یک بار شناختن و کنار آمدن با این ترس ها فرصت جبران کردن و کنار آمدن با آن را خواهید داشت.
خوشحال می شویم تجربیات خود را با ما و سایر همیاران دگرش درمیان بگذارید و بگویید: “راه حل پیشنهادی شما چیست؟”
منبع: دگرش


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 3 اردیبهشت 1395 07:36 ب.ظ

برای آنکه آدم خوشحالی باشم چه کاری باید بکنم؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 20 اردیبهشت 1395-10:07 ب.ظ

اگه میخواهی شاد باشی آن را به دیگران ببخش! 
بله حقیقت این است که برای آنکه چیزی را بیشتر به دست آوریم ، باید بخشی از آن را ببخشیم . کشاورزی که دانه های بیشتری می خواهد ، باید بخشی از آنها را به زمین ببخشد. وقتی لبخند کسی را می خواهید ، باید به او لبخند بزنید. اگر عشق می خواهید ، باید عشق بورزید. اگر از دیگران کمک می خواهید ، باید به آنها کمک کنید . پس ابتدا خودت شروع کننده باش دیگران رو شاد کن تا شاد شوی.
هرکسی برای خودش یه تعریفی از شاد بودن میکنه . مثلا میگه اگه فلان کار رو انجام بدم شاد میشم ، اگه مثلا پدر و مادرم این طوری بودن یا این چیز رو برام می خریدن من شاد می شدم، اگه بتونم به فلان درجه علمی برسم احساس شادی پیدا می کنم، اگه دیگران با من اینطوری برخورد کنن من شادتر می شوم و ... که هرکدوم از اینا راههایی هستن که آدما برای شاد بودن خودشون میگن . درسته که این کارا و کارای دیگه ای مثل تفریح ، مطالعه ، نشستن با دوستای شاد و خوشحال ، خریدن چیزای مورد علاقه، شنیدن حرفای خنده دار و یا دیدن فیلمای کمدی و برنامه های طنز، کارکردن در زمینه ی مورد علاقه، داشتن نظم و ترتیب در زندگی ، و مهم تر از همه اینا بخشش به دیگران و کمک کردن به همنوعان خودت در حد توان و... میتونه برای آدم شادی آفرین باشه ولی میدونی اون چیزی که باید قبل از همه ی اینا داشته باشی و پیش زمینه ی ایناست چیه ؟ اینه که شادی خودتون رو در درون خودتون جستجو کنید و اونو وابسته به شرایط و موقعیتهای بیرونی ندونید :
آن یکی در کنج مسجد مست و شاد وان دگر در باغ ترش وبی مراد
راه لذت از درون دان نه برون ابلهی دان جستن قصر و حصون
پس افکارخودت رو نسبت به دنیا اگه عوض کنی و مثبت بیندیشی و به خودت بگی دنیا همین طوری هم زیباست همین دیدگاه باعث میشه اگه در سخت ترین شرایط هم باشی یه احساس آرامش و شادی پیدا کنی . با خودت پیمان ببند که هر اتفاقی بیفته با آن کنار میام.
به گذشته افسوس نخور و از آینده هم هراس نداشته باش . اگه این طوری باشی شاد میشی.
سعی کن در زمان حال زندگی کنی و از لحظه به لحظه اون لذت ببری . وقتی غذا می خوری به مزه ی تمام لقمه ها توجه کن، وقتی با دوست حرف می زنی تمام کلماتش رو بشنو، وقتی قدم می زنی تمام درختان و زیبایی های خلقت رو ببین . 
منشأ شادی ، تمرکز بر نعمتهایی است که از آنها استفاده کردی و تمام چیزای خوبیه که داری نه برآنچه به دست نیاوردی.
انسانهای شاد و خوشبخت نه تنها تغییر را می پذیرند ، بلکه از آن استقبال هم می کنن . آنها می گویند: چرا باید طوری رفتار کنم که پنج سال آینده ، درست مانند پنج سال گذشته باشد؟ 
پس سعی کن امروزت با دیروزت فرق داشته باشه وقتی هدفمند باشی و برای رسیدن به اون تلاش کنی روز به روز که پیشرفت میکنی شادتر میشی . 
همه اینا رو گفتم حالا اگه آمادگی داشته باشی میخوام یه چیز دیگم بگم و اونم اینه که : اگه دقت کنی میبینی که هرکسی که یه وسیله برقی و یا هر چیزی می خره توی کارتونش دستور استفاده از اون وسیله رو هم گذاشتن مثلا توش گفته شده اگه این کار رو بکنی و این طوری استفاده کنی بهتر کار میکنه و عمر طولانی تری داره . هرگز در مقابل نور قرار ندید ، در دمای صفر درجه گذاشته شود ، و ... برای هر چیزی یه دستورالعملی گذاشتن که اگه مطابق با اون شما کار کنید لذت بیشتری از چیزی که خریدید می برید . حالا خودمون رو در نظر بگیریم ما هم که ساخته ی یه سازنده ای هستیم حتماً برامون دستور استفاده رو گذاشته که اگه بهش عمل کنیم می تونیم نهایت لذت و استفاده رو از دستگاه خودمون ببریم . پس پیشنهاد می کنم مطابق با دفترچه ی راهنمات کار کن مطمئن باش که روز به روز شادتر و شادتر میشی.
موفق باشی


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:08 ب.ظ

راز آدم خوشحال ها چیه؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395-05:06 ق.ظ

زندگینامه افراد موفق را بخوانید
وقتی یاد بگیرید كه چگونه رفتارهای خود را كنترل كنید، در مواقع و لحظات مختلف چه باید بگویید و چه كار كنید، در این صورت ارتباط‌های موفق‌تر و تاثیرگذارتری خواهید داشت و در نتیجه اطرافیان شما را شخصیت مثبت‌اندیشی می‌دانند. سعی كنید زندگینامه افراد موفق را بخوانید و ببینید چقدر افرادی معمولی مثل من و شما توانسته‌اند با امیدواری و مثبت‌نگری به ناممكن‌ها دست پیدا كنند.

مقایسه كردن ممنوع
نخستین نكته برای اینكه بتوانید یك فرد مثبت‌اندیش باشید این است كه هیچ‌وقت خود را با فرد دیگری مقایسه نكنید. وقتی شما خود را با كسی مقایسه نكنید نسبت به كارها و اعمال خود احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر از داشته‌های‌تان راضی خواهید بود. وقتی عادت كنید مدام دیگران را بهتر از خودتان بدانید و به این فكر نكنید كه شاید خودتان شایستگی بیشتری داشته باشید، به‌طور حتم روزبه‌روز عیب‌جوتر و تلخ‌تر خواهید شد.

تنها نكات مثبت دیگران را ببینید
شاید این جمله به نظرتان خیلی ساده و ابتدایی باشد، اما واقعا به شما توصیه می‌كنیم كه سعی كنید در هر فردی حداقل یك نكته مثبت پیدا كنید، این امر به شما كمك می‌كند با دیگران رفتار بهتر و مثبت‌تری داشته باشید.

قرار نیست همه مثل هم باشند
با كمی دقت در افراد منفی‌نگر اطراف‌تان متوجه می‌شوید كه این افراد مدام فكر می‌كنند وضعیت‌شان در دنیا عادلانه نیست و همیشه سرنوشت علیه آنها بوده است. باید این را بدانید كه در دنیا هیچ‌گاه همه‌چیز عادلانه نبوده و هرگز هم نخواهد بود.

مهم نیست كه تقصیركار كیست
بهتر است سعی كنید دنیا را سفید و سیاه نبینید، وقتی همیشه برای مشكلات‌تان دنبال مقصر باشید، نمی‌توانید مثبت فكر كنید؛ فقط مسئولیت كارهای خود را قبول كنید نه بیشتر از آن و نه كمتر. هیچ‌وقت دیگران را سرزنش نكنید اما دلیلی هم ندارد كه بار مشكلات آنها را به دوش بكشید.

به جای مشكلات روی آنچه می‌خواهید تمركز كنید
اگر جزو افرادی هستید كه نمی‌توانید برای مشكلات‌تان درست تصمیم بگیرید و احساس می‌كنید در حل مشكلات‌تان گیج شده‌اید اول از همه باید با خود روراست باشید و از خود بپرسید «برای بیرون آمدن از این وضعیت برای خود چه كرده‌اید؟» بسیاری از افراد در این وضعیت نمی‌توانند خواسته‌های خود را روشن كنند و به‌دنبال كسی هستند كه برای آنها تصمیم‌گیری كند.

مهم‌ترین نكته این است كه از خود بپرسید: «دقیقا چه می‌خواهید؟» وقتی شما بدانید كه در زندگی به‌دنبال چه هستید خیلی راحت‌تر می‌توانید بر مشكلات‌تان پیروز شوید.

سعی كنید روابط اجتماعی بهتری داشته باشید.
می‌توان گفت بعضی افراد به این دلیل همیشه عصبی، تلخ و منفی‌نگرند كه فكر می‌كنند ارتباط‌شان با دنیا قطع است و نمی‌توانند به‌خوبی با اطرافیان ارتباط برقرار كنند. این افراد معمولا به‌راحتی به دیگران اعتماد نمی‌كنند و در عین حال نمی‌توانند بفهمند كه چرا دیگران آنها را دوست ندارند.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:06 ب.ظ



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2