تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب تیر 1395


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

چطور می توان خوشحال تر زندگی کرد؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
چهارشنبه 30 تیر 1395-03:30 ب.ظ

فرهنگ مدرن مملو از گول‌زنک‌ها است. نویدهای درخشان تقلبی و وعده‌های پوچ موفقیت و رضایتمندی چنان در دنیای امروزی فراوانند که همواره ما را به سراب می‌کشانند، اما واقعیت در اغلب موارد کاملا برعکس از آب درمی‌‌آید. رسانه‌های جمعی به ما می‌گویند اگر ثروتمند باشیم، اگر خانه‌‌ی قشنگی پر از امکانات و یک ماشین دهن‌پرکن داشته باشیم، اگر لاغر و همیشه جوان باشیم و اگر گران و بی‌نقص لباس بپوشیم، دیگر خوشحال هستیم و در زندگی به کمال رسیده‌ایم.

1

روان‌شناسان ثابت کرده‌اند که سه اصل اساسی در خوشبختی و کامیابی فرد دخیل هستند. این موارد جزء اصول بنیادی مفهومی به نام «نظریه‌ی خودتعیین‌گری» (Self-determination theory) محسوب می‌شوند. این نظریه نمایانگر تفاوت میان اهداف درونی و بیرونی است و شما را به سوی کامیابی نهائی سوق می‌دهد. به دنبال ثروت مادی، جوانی دست‌نیافتنی و تایید دیگران رفتن، رفتاری گمراه‌کننده و نهایتا پوچ و توخالی است و اغلب شما را در نارضایتی خود رها می‌کنند. از سوی دیگر تمرکز بر فضیلت‌ها و محسنات و کسب آنها، امری فراتر از امور مادی است و به شخصیت، بلوغ عاطفی و نوع‌دوستی (اهداف درونی) شما اشاره دارد و به شما ابزاری می‌بخشد که بتوانید با کمک آنها زندگی معنادار و غنی‌تری را تجربه کنید.

fall-in-love-with-yourself

این سه اصل نظریه‌ی خودتعیین‌گری به شرح زیر است:

خودمختاری

مجله‌ی بیزنس اینسایدر استرالیا به تحقیقی اشاره کرده است که بیان می‌دارد ما باید تمایلات و کیفیات را در خود رشد و پرورش دهیم تا خوشبختی و کامیابی در زندگی‌مان تجلی کند و جریان همیشگی داشته باشد.

در این تحقیق که با عنوان «چرا پیروی از اهداف بیرونی می‌تواند خوشبختی‌تان را ویران کند؟» توسط دریک بائر نوشته شده، آمده است: آنهایی که اهداف درونی خود را محقق کرده بودند، احساس خوشبختی بیشتری داشتند اما افرادی که اهداف بیرونی خود را محقق کرده بودند، بهبودی در میزان خوشبختی ذهنی خود نداشتند. نویسنده‌ی مقاله این نظریه را مطرح می‌کند که اگرچه اهداف بیرونی به صورت لحظه‌ای و پس از دستیابی، احساس رضایتی به همراه دارند، اما مسئله اینجاست که این حس خرسندی ادامه نمی‌یابد و ماندگار نیست.

happy-pictures-23

در مقایسه با تمرکز بر اهداف بلندمدت، توجه خود را معطوف کردن بر رضایت آنی نه تنها به افراد احساس شکست می‌دهد، بلکه آنها را از ادامه‌ی تلاش‌های خود خسته می‌کند و علاقه‌ و انگیزه‌شان برای جستجوی خوشبختی را از بین می‌برد و نهایتا اینکه این افراد خود را شخصیت‌های نگون‌بخت خواهند شناخت.

وقتی احساس کنید خودتان مسئول زندگی‌تان هستید، این شمایید که تصمیمات خودمختارانه برای خودتان می‌گیرید و برای اینکه آن خودِ اصیل‌تان باشید آزادی و استقلال لازم را دارید، آنگاه مسیر خوشبختی‌تان مشخص می‌شود. افرادی که احساس می‌کنند حرفی برای گفتن دارند و حس مهم بودن می‌کنند، دیگر محدود و مقید به عرف یا انتظارات دیگران نیستند و در نتیجه حس بهروزی خواهند داشت.

family-running-happiness

شایستگی

ما با یک سری خصوصیات و توانایی‌ها به دنیا می‌آییم که می‌توانند به قول عامه، «عاقبت» یا «سرنوشت» ما را رقم بزنند. با این حال همه‌ی ما به فرصت‌هایی نیاز داریم که حاصل دسترسی مساوی به تحصیل، آزادی انتخاب، استخدام، نیازهای اولیه‌ی انسانی مانند خانه، غذا، آب و احساس امنیت هستند. خوشبختی در این است که چقدر آزادانه بتوانیم نه تنها مهارت‌های حیاتی، بلکه شایستگی و کمال را در مهارت‌هایی به دست بیاوریم که هم برای زندگی خود به آنها نیاز داریم و هم اینکه خود نیز به آنها تمایل داریم. اینها همان مهارت‌هایی هستند که به ما اجازه می‌دهند توانایی خود را در زمینه‌های ذهنی، هنری، سیاسی و طنز بروز دهیم.

ارتباط

نحوه‌ی تعامل ما با دیگران در زندگی‌، مهم‌ترین عامل تاثیرگذار در کامیابی و خوشبختی ماست. اما اغلب افراد، بدون درک این امر و از روی ضرورت با دیگران ارتباط دارند. تنها قوی‌ترین شخصیت‌ها هستند که واقعا می‌توانند ارتباطات خالصی با افراد هم‌جایگاه خود داشته باشند. اگر بتوانید بر دو خصوصیت اول تسلط بیابید و اگر شخصیتی مصمم، خودتعیین‌گر و تحول‌یافته دارید،آنگاه کم کم افراد سمّی زندگی‌تان را خواهید شناخت و تغییرات لازم را اعمال می‌کنید. هرچه بیشتر اهداف درونی‌تان را تحقق ببخشید، با راحتی بیشتری می‌توانید از شر چنین افرادی که در زندگی‌ بر پشت خود سوار کرده‌اید، خلاص شوید. اینها افرادی هستند که مانع احساس خوشبختی شما هستند. ما اغلب خودمان را متعهد و ملزم به خانواده، بستگان، دوستان قدیمی، همکاران و افرادی می‌دانیم که انتخابی برای حضورشان در زندگی‌مان نداشته‌ایم و تنها از روی شانس پا به زندگی‌مان گذاشته‌اند. خوشبختی حقیقی تنها وقتی به دست می‌‌آید که شما به این بلوغ و درک برسید که حق دارید افرادی را که سزاوار شما و لایق ورود به زندگی‌‌تان هستند، خودتان انتخاب کنید.



چهارشنبه 30 تیر 1395 03:31 ب.ظ
نظرات() 

چرا در لیست خوشحال ترین ها نیستیم؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 22 تیر 1395-08:09 ق.ظ

چقدر شاد هستیم؟ در طول روز چقدر لبخند به لب داریم؟ چقدر از وقت خود را صرف مهربانی می کنیم؟ سوالاتی که با جوابی تکراری مواجه می شود: «دل خوش سیریی چند؟»

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، یک مثل معروف در دنیا هست که می گوید: خنداندن مردم مشرق زمین بسیار کار دشواری است که البته به نظر می رسد این مثل در برخی از کشورهای شرقی کارایی بیشتری دارد و شاد کردن و شاد بودن مردم کاری بس پرچالش و دشوار است، مثلا کشور خودمان ایران. چقدر شاد هستیم؟ در طول روز چقدر لبخند به لب داریم؟ چقدر از وقت خود را صرف مهربانی می کنیم؟ سوالاتی که با جوابی تکراری مواجه می شود: «دل خوش سیریی چند؟»

در چند سال اخیر کمتر شده که به خیابان برویم و صحنه تصادفی را ببینیم و شاهد دعوای طرفین تصادف نباشیم. کمتر پیش آمده که پشت فرمان خودرو نشسته باشی و از کلمات غیرمتعارف و غیراخلاقی استفاده نکرده باشی. کمتر پیش آمده که کارت به ادارات دولتی و یا حتی خصوصی افتاده باشد و با روی خوش از اداره خارج شده باشی. اصلا شاید روزی نباشد که خبر بیماری و درگذشت فردی را نشنیده باشید.
رییس قوه قضاییه به تازگی اعلام کرده که سال گذشته به 14 میلیون پرونده قضایی رسیدگی شده است. با احتساب این که در یک پرونده تنها دو نفر ذی نفع باشند، اظهارات رییس قوه بدین معناست که بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال کشور درگیر یک پرونده ناخوشایند بوده اند، البته این به غیر از ناراحتی و درگیری هایی است که از صبح تا شب بدون مراجعه به مراجع قضایی ختم به خیر می شود.
این آمار در کنار اوضاع اقتصادی کشور، بیکاری، بدهکاری، چندشغله بودن، گسترش بیماری های صعب العلاج، بالا رفتن نرخ فساد و فحشا و طلاق و آمار معتادان، آلودگی هوا، ظهور و بروز روش های جدید سرقت و اخاذی و گسترش شبکه های اجتماعی و فرو رفتن در لاک تنهایی، نشان از آن دارد که ایرانیان، انسان های شادی نیستند.
 

آخرین آمارهای بین المللی هم این موضوع را تایید می کند. نتایج «گزارش جهانی شادی» نشان می دهد که ایران در بین 148 کشور جهان در رتبه 105 قرار دارد. این رتبه سه رقمی نشان می دهد که ایرانی ها در شادی کردن نمره قبولی نگرفته اند، چراکه بعد از ایران اکثرا کشورهای آفریقایی، دیکتاتوری و کشورهای درگیر جنگ قرار دارند.
این گزارش بین المللی با پرسیدن سوال هایی از سه هزار نفر در هر کشور انجام شده است، این سوال ها شامل این که زندگی خود را روی یک نردبان ارزیابی کنند، بهترین و بدترین نوع زندگی را توصیف کنند، بود.
طبق این تحقیق شادی هفت عنصر مختلف دارد: افرادی که در شادترین کشورها زندگی می کنند، امید به زندگی طولانی تری دارند، از آن ها حمایت اجتماعی بیشتری می شود، آزادی بیشتری برای انتخاب در زندگی خود دارند، شناخت پایین تری از فساد دارند، سخاوتمندتر هستند و به ازای هر نفر تولید ناخالصی ملی بیشتری وجود دارد.
در سال های قبل برای به دست آوردن میزان شادی در این گزارش معیارهایی همچون درآمد، فقر، آموزش، سلامت و دولت خوب مورد ارزیابی قرار می گرفت، اما چیزی که امسال به معیارهای شادی اضافه شده است، میزان نابرابری در شادی است. در این گزارش نویسندگان فهمیده اند که مردمی که جوامعی زندگی می کنند که میزان نابرابری شادی در آن کم است، شادتر هستند.
البته محققان آمریکایی به این موضوع اذعان کرده اند که در جامعه ای مانند آمریکا، رابطه ای بین افزایش درآمد و خوشحالی وجود ندارد؛ چراکه هرچند آمریکایی ها در سال های گذشته ثروتمندتر شده اند، اما شادتر نشده اند.
 

هرچند که رتبه ایران در سال جاری نسبت به سال ماقبل آن، پنج پله صعود کرده است، اما قابل پذیرش نیست که نرخ «ناشاد بودن» در جامعه ای با این تعداد جمعیت جوان و نوجوان تا این حد بالا باشد.
کارشناسان بر این باورند که ویژگی های جامعه امروزی همچون گسترش شهرنشینی، دسترسی بیشتر به فناوری، مشغله های فراوان، تحمیل استرس های متعدد بر افراد، تعامل فرهنگی بالا و مستعد شدن جهت تضعیف هویت فرهنگی، کاهش ارتباطات عاطفی میان مردم و افزایش اختلالات روانی باعث شده که انجام برنامه ریزی مناسب، پویایی اجتماعی و روانی و در نهایت نشاط و شادابی اجتماعی به گمشده ای بدل شود.
در این میان آنچه حس غمگین بودن را بیش از پیش به جمعیت تزریق می کند، به اعتقاد صاحبنظران؛ ظهور و بروز شبکه های اجتماعی مجازی و استقبال گرم ایرانیان از این ابزار است، به طوری که وقت گذرانی در این دنیای مجازی، فرصت های شادی های حقیقی، به ویژه شادی های گروهی را گرفته و به همین دلیل انسان اجتماعی در اجتماع انسانی با وجود افزایش جمعیت، تنها و تنهاتر می شود که این تنهایی اجتماعی تاثیرات چشمگیری بر حوزه ارتباطات انسانی و سلامت روانی مردم می گذارد.
در این میان مردم به خصوص جوانان باید علی رغم محدودیت های فرهنگی و عرفی و تصمیمات و رفتارهای سلبی برخی افراد و دستگاه های ذی ربط با استفاده از ظرفیت های ملی، قومی و دینی به دنبال خلق شادی های گروهی باشند. شادی هایی که جمعی از جوانان منتفع شوند و حس تنهایی و ناامیدی که سرمنشا مشکلات روحی و روانی و در نهایت احساس غمگینی است، از بین برود و به تعادلی در سیستم روحی و روانی جامعه دست پیدا کنیم که شاید از این طریق رتبه ایران در رده بندی جهانی در سال آینده، لااقل دورقمی شود.



سه شنبه 22 تیر 1395 08:10 ق.ظ
نظرات() 

سنگ حسرت

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 7 تیر 1395-11:35 ب.ظ


روزی گروهی از غاری تاریک عبور می کردند. هیچ چیز معلوم نبود کمی جلوتر زیر پاهایشان سنگهای مختلفی احساس می کردند. در این لحظه بزرگشان گفت «اینها سنگ حسرت هستند». هر که بر دارد حسرت می خورد و هر کس برندارد باز حسرت خواهد خورد. برخی با خود گفتند:چه کاری است؟ برداریم و بر نداریم هر دو یک نتیجه می ده پس چرا بار خود را سنگین کنیم؟ برخی هم گفتند:ضرر که ندارد مقداری برای سوغات بر می داریم. وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که غار پر بوده از سنگ های قیمتی...

آنها که برنداشته بودند سراسر حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا بیشتر برنداشته اند. 
زندگی، مثل راه رفتن در چنین غاری است اگر بهره نگیریم حسرت می خوریم واگر برداریم باز هم حسرت چرا کم برداشتیم
پس کوشش کنیم هر چه بیشتر از آن بهره بگیریم


دوشنبه 7 تیر 1395 11:39 ب.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2