تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب آبان 1395


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

چرا شاد نیستیم

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 25 آبان 1395-08:10 ب.ظ

مجید صفاری‌نیا در وبلاگ خود در خبرآنلاین نوشت: این شادی تحقق بیرونی هم دارد." وی انگیزه را علامت درونی شادی و علامت بیرونی آن را هم ظاهر شدن شادی به صورت خنده وهیجان می داند و می گوید:"ممکن است آدمی را از بیرون نگاه کنی که لبخند نمی زند یا در ظاهرش علامت شادی نیست اما از لحاظ درونی کاملاً شاد است."

توجه به مظاهر شادی و غم در ارتباط غیر کلامی یکی از راههای ارتباط برقرار کردن آدمها با یکدیگر است اما آیا ظاهر افراد و ابراز شادمانی بیرونی می تواند ملاک مناسبی برای تخمین درصد شاد بودن و یا حتی میزان افسرده بودن یک جامعه قرار بگیرد؟ رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران معتقد است برای سنجش میزان شادی جامعه "خط کش " وجود ندارد :" برای این مسئله ملاک نداریم که ببینیم ایرانیها آدمهای شادی هستند یا شاد نیستند.میزان افسردگی هم در جامعۀ ما از خیلی کشورهای خاورمیانه ای یا کشورهای آسیایی بالاتر نیست که بگوییم مردم ما نسبت به مردم خاورمیانه خیلی غمگینند یا میزان شادی شان خیلی پایین است.آمارها بین 15 تا 24 درصد جمعیت را نشان داده اند که این آمار ، آمار خیلی بالایی در مقابل خیلی از کشورها نیست."

گذشته ها نگذشته...

می گویند جوامع از نظر توجه به زمان به سه دسته تقسیم می شوند: جوامع غربی نگاهشان به" آینده" است که مرتب برنامه ریزی می کنند و برای آینده برنامه دارند.در جوامع شرقی کشورهایی مثل کره، تایوان ، چین و کشورهایی که گرایشهای مذهبی مثل ذن ، بودیسم و ... دارند در "حال" زندگی می کنند و می گویند باید در لحظه زندگی کرد.برای آنها آن چیزی که اولویت دارد حال و وضعیت اکنون است.بهزاد دوران دکتر جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم ، فناوری و اطلاعات ایران به "خبر" می گوید:" جامعۀ ما نسبت به زمان، گذشته گراست. شاخص خوب در این زمینه گرایش به اموات و اهل قبور است. اگر توجه کرده باشید یک نفر که فوت می کند برایش تشریفات مفصل داریم سوم، هفتم، چهلم ، سال و... .برای این مراسمها ما وقت زیادی می گذاریم و شیون می کنیم. برای چیزی که از دست رفته است و شاید اگر زنده بود این قدر برایش اهمیت قائل نمی شدیم. این شاخص مهمی است از اینکه ما عمدۀ وقتمان را در گذشته سیر می کنیم . ارجاعات سیاسی ما هم به گذشته است. دائماً نگاه حسرت آمیزی به گذشته داریم بدون اینکه واقعاً هیچ طرح و برنامه ای برای امروز یا برای فردا داشته باشیم.در بهترین حالت می خواهیم گذشته ای را که مطلوب بوده است دوباره احیا کنیم."

اگر چه گویند که گذشته گرا هستیم اما هیچ کس به یاد نمی آورد که از گذشته پند هم گرفته باشیم و این شاید یکی از بزرگترین تناقضهای جامعۀ ایرانی است. جامعه ای که همیشه حسرت از دست رفته ها را دارد؛ از دست رفته هایی که خوب نمی شناسد ولی آنها را خوب می داند چون معتقد است: هر آن کس و هر آن چیز خوب است ماندنی نیست.بهزاد دوران روشنفکران ایرانی را هم دارای همین گرایش می داند:" مثلاً آل احمد در یادداشتهایی که می نویسد حسرت کوچه باغها و ... را می خورد.به هر حال روشنفکر گروه برجسته ای است که فکر می کند و در هر جامعه ای به نوعی آینۀ تمام نما و خودآگاه همۀ جامعۀ ناخودآگاه است.برای همین توجه آن آدم به چنین چیزی نشان می دهد که گرایش عمیقی در بین توده ها هم وجود دارد." شاید در بین شاعران و نویسندگان سهراب سپهری از معدود افرادی بود که به خاطر تأثیرپذیری اش از افکار عارف هندی "کریشنا مورتی" از این گذشته گرایی دست شسته است:" و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند / پشت سرنیست فضایی زنده "اما همین قشر گذشته گرا هم هیچ وقت مردم را به شاد نبودن و غصه خوردن دعوت نکرده اند:" غم از گردش روزگارت مباد/وز اندیشه بر دل غبارت مباد"(سعدی)

برخی کثرت جشنهای باستانی ایرانیان را دلیل بر شاد بودن ایرانیان و شادی دوستی شان دانسته اند . محمدرضا محسنی ثانی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس به "خبر" می گوید: "در احادیث و روایات هم مومن باید لب خندان داشته باشد و اگر به هر طریقی بتوانیم در راستای ارزشهای اسلامی شادی را ایجاد کنیم خوب است. "

بهزاد دوران برای نسل دهۀ شصتیها تمایز ویژه ای نسبت به نسل گذشته قائل است و معتقد است:" این نسل جدید اگر نگاهش خیلی به آینده نباشد دست کم به گذشته هم دیگر نگاه نمی کند. یک خرده نگاهش به حال است.نسل جوان تر نسل شادتر و در لحظه تری است. به دنبال ایده آلهای بزرگ نیستند، آن طوری که نسل قبل بود. اینها دنبال آمال و آرزوهای کوچکتر هستند و خردک شادیها را قبول دارند. آنها را نادیده نمی گیرند و فدای آرمانی که شاید هیچ وقت بهش نرسند نمی کنند."

برخی افزایش آسیب های اجتماعی در کشور را دلیل کم شدن نشاط مردم می دانند.اما رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران وجود آسیبها را تنها مختص کشور ما نمی داند:" در خیلی از جوامع این فضا وجود دارد.کشورهای آفریقایی ، آسیایی مثل هند و مالزی. شرایط زندگی مردم ما شرایط بدی نیست.حتی اگر بخواهیم درآمد سرانۀ مردم را نگاه بکنیم این درآمد سرانه شاید ایران را جزء 50-60 کشور اول دنیا قرار بدهد . یعنی شاید صدتا کشور هم هستند که وضعیت معیشت و فقرشان پایین تر از ایران است. مگر در هند فقیر و غنی فاصلۀ شدید با هم ندارند. مگر مردم هند اعتیاد ندارند، مصرف مشروبات الکلی وجود ندارد چرا این مردم شادند؟" صفاری نیا می گوید:"اگر میزان پرونده های قضایی را نسبت به جمعیت مقایسه بکنیم ما که یک کشور 75 میلیونی هستیم اگر مثلاً 10 میلیون پروندۀ قضایی داریم به همان اندازه ای است که یک کشور یک میلیاردی مثل هند دارد. اینها نشان می دهد که اگر ما بخواهیم جلوی زیان را بگیریم می توانیم با طراحی فضا گذشتها را بیشتر کنیم."

آیا شادی یک ژن است؟ آیا شاد بودن سخت است و تلاش ویژه می خواهد ؟ پس چرا ما شاد نیستیم؟ چرا احساس شادی نمی کنیم؟ صفاری نیا می گوید:" مرکزی در مغز انسان پیش بینی شده که افکار و تفکرات منفی را در انسانها یادآوری می کند و این مرکز غیر ارادی است.اما مرکزی که تفکرات مثبت و سودمند را به یاد مردم می آورد ارادی است.در فضایی که آدمها شاد هستند این دو مرکز در کنار هم کار می کنند و برابر با همدیگر هستند.بنابراین مردم حالشان خوب است. زمانی که مردم شاد نیستند آن مرکز غیر ارادی که یاد آور افکار منفی است بر مرکز ارادی مسلط می شود و آدمها احساس غمگینی و ناراحتی می کنند. برای اینکه بتوانیم این دو مرکز را تحت کنترل در بیاوریم بهترین راه این است که شرایط شادی را ایجاد بکنیم."

شادی نیازی درونی است. نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده است. ما شادی می خواهیم. این را استقبال بالای مردم از فیلمهای سینمایی کمدی می گوید تا آنجا که گاهی به هوای دمی خندیدن و خوش بودن نازل ترین کمدیها را از دست نمی دهند و این مسئله نگرانی فعالان عرصۀ سینما را از افت سطح ذائقۀ سینماروها به دنبال داشته است. ما شادی می خواهیم. این را شادیهای کوتاه مدت طرفداران فوتبال می گوید وقتی بعد از یک برد در خیابانها شادی می کنند. ما شادی می خواهیم. این را استقبال از مجموعه های طنز تلویزیون می گوید وقتی سریالهای ملودرام گاهی تنها به جبر ساعت زمانی و نبود تفریح مناسب برای خانواده ها و جوانان دیده می شوند.رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران معتقد است:"اگر بخواهیم آدمهای باهوش ، خوش فکر، خلاق و مدبری داشته باشیم باید برای شاد کردن مردم برنامه ریزی بکنیم یعنی ما باید فضا را به سمتی ببریم که شادی بیشتر از اینکه در جامعه هست چه از نظر بیرونی چه از نظر درونی نمود پیدا بکند و این خیلی به مردم کمک می کند."




دوشنبه 3 آبان 1395 08:11 ب.ظ
نظرات() 

راه های افزایش هورمون های شادی: دوپامین سروتونین اکسی توسین و اندورفین

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
شنبه 15 آبان 1395-05:16 ق.ظ

ما نمی‌توانیم درختی داشته‌باشیم که میوه‌ی آن پول باشد، اما می‌توانیم درختی داشته‌باشیم که میوه‌ی آن شادی باشد. دوپامین سروتونین اکسی توسین و اندورفین مسئولان چهارقلوی شادی ما هستند. بسیاری از رویدادها می‌تواند محرک این انتقال‌دهنده‌های عصبی باشد، اما ما می‌توانیم به جای این‌که مانند مسافری بی‌اراده در یک ماشین باشیم، عامدانه این مواد شیمیایی را به جریان بیندازیم.

مطلب مرتبط: ۱۲ عامل افزایش هورمون شادی و سرخوشی

این‌که وضعیت روحی مثبتی داشته‌باشیم تاثیر چشمگیری روی انگیزه، بهره‌وری، و بهداشت و سلامت ما دارد. هیچ فردی عاقلی مخالف این نیست که انگیزه، بهره‌وری، و سلامت بیش‌تری داشته‌باشد.

هورمون های شادی شامل دوپامین سروتونین اکسی توسین و اندورفین هستند

دوپامین

دوپامین به ما انگیزه می‌دهد تا در راستای اهداف، خواسته‌ها و نیازهایمان اقدام کنیم، و هنگام به‌دست آوردن آنها موجی از لذت قوی را در ما ایجاد می‌کند. به تعویق انداختن، تردید به خود، و بی‌اشتیاقی با کمبود دوپامین در ارتباط است. پژوهشی که روی موش‌ها انجام شده‌است نشان می‌دهد موش‌هایی که میزان دوپامین در آنها کم است همیشه به دنبال یک گزینه‌ی آسان و غذای کم‌تر هستند. موش‌هایی که میزان دوپامین در آنها بالاتر بود تلاش لازم را اعمال می‌کردند تا ۲ برابر میزان غذا را دریافت کنند.

مطلب مرتبط: ۱۰ روش افزایش دوپامین در مغز

اگر به جای این‌که فقط به مغزمان اجازه دهیم وقتی به خط پایان رسیدیم جشن بگیرد، اهداف را به بخش‌های کوچک‌تر بشکنیم و تقسیم کنیم، می‌توانیم زنجیره‌ای از خط‌های پایان کوچک بسازیم که سبب ترشح دوپامین می‌شود. و واقعا ضروری است هر بار که به یک هدف کوچک دست پیدا می‌کنید به رستوران مورد علاقه‌تان بروید و جشن بگیرید.

برای این‌که با خماری دوپامین تنها نمانید، قبل از دست یافتن به هدف فعلی‌تان اهداف جدید خلق کنید. این به شما اطمینان می‌دهد ترشح دوپامین تداوم خواهدیافت. به عنوان یک کارفرما یا رهبر از دستاوردهای تیم‌تان قدردانی کنید، مثلا به آنها یک ایمیل ارسال کنید یا پاداش بدهید. این باعث می‌شود دوپامین در آنها افزایش بیابد و در آینده انگیزه و بهره‌وری را بالا می‌برد.

مطلب مرتبط : ۱۲ عامل افزایش سروتونین(هورمون ضد افسردگی)

سروتونین

سروتونین زمانی جریان پیدا می‌کند که شما احساس می‌کنید مهم یا اثربخش هستید. احساس تنهایی و افسردگی زمانی بروز می‌کند که احساس سروتونین وجود ندارد. شاید به همین دلیل باشد که آدم‌ها درگیر گروه‌های خلافکارانه و فعالیت مجرمانه می‌شوند. فرهنگ برای آدم‌ها تجربیاتی فراهم می‌کند که ترشح سروتونین را تسهیل می‌کند. یک عصب‌شناس به نام بری جیکوبز در دانشگاه پرینستون توضیح می‌دهد که بیشتر داروهای ضدافسردگی روی تولید سروتونین تمرکز دارند.

فکر کردن به دستاوردهای گذشته به مغز اجازه می‌دهد آن تجربه را دوباره زندگی کند. برای مغز ما دشوار است که بین آن‌چه واقعی است و آن‌چه خیال است تفاوت قائل شود، بنابراین برای هر دو مورد سروتونین ترشح می‌کند. این دلیل دیگری است که چرا رفتارهای قدرشناسانه رایج است. قدردانی به ما یادآوری می‌کند ارزشمند هستیم و در زندگی چیزهای زیادی داریم که ارزشمند هستند. اگر در طول یک روز پراسترس به افزایش سروتونین نیاز دارید، چند دقیقه وقت بگذارید تا به دستاوردها و پیروزی‌های گذشته فکر کنید.

نهار یا قهوه را بیرون میل کنید و به مدت ۲۰ دقیقه خودتان را در معرض خورشید قرار دهید. پوست ما اشعه‌های فرابنفش را جذب می‌کند. این اشعه‌ها ویتامین D و تولید سروتونین را افزایش می‌دهد. هرچند بیش از حد قرار گرفتن در معرض اشعه فرابنفش خوب نیست، اما روزانه دریافت کمی از آن برای سلامتی و افزایش سطح سروتونین خوب است.

مطلب مرتبط : ۱۰ راه افزایش اکسی توسین(هورمون عشق) در بدن

اکسی توسین

اکسی توسین سبب ایجاد صمیمیت و اعتماد می‌شود و روابط سالم را می‌سازد. این هورمون در طول رسیدن به ارگاسم در مردان و زنان، و هنگام زایمان و شیر دادن به نوزاد در مادر ترشح می‌شود. حیوان‌ها وقتی ترشح اکسی توسین در بدن‌شان متوقف می‌شود فرزندان خود را طرد می‌کنند. اکسی توسین وفاداری را افزایش می‌دهد؛ آن دسته از مردانی که فقط با یک خانم رابطه داشتند، وقتی اکسی توسین دریافت می‌کردند، در مقایسه با مردانی که اکسی توسین دریافت نکرده‌بودند، هنگام تعامل با زنان مجرد فاصله‌ی خیلی بیش‌تری را حفظ می‌کردند. پرورش اکسی توسین برای ایجاد پیوندهای قوی و بهبود تعاملات اجتماعی ضروری است.

روشی ساده برای حفظ جریان اکسی توسین، که اغلب به آن هورمون آغوش نیز گفته می‌شود، در آغوش گرفتن یک فرد دیگر است. دکتر پل زاک توضیح می‌دهد نوازش فرد دیگر نه‌تنها اکسی توسین را افزایش می‌دهد، بلکه استرس قلبی عروقی را نیز کاهش می‌دهد و دستگاه ایمنی را تقویت می‌کند. دکتر زاک توصیه می‌کند هر روز به جای این‌که فقط دست بدهید، ۸ بار یک‌دیگر را در آغوش بگیرید.

وقتی یک فرد هدیه دریافت می‌کند میزان اکسی توسین در او افزایش می‌یابد. شما می‌توانید با یک هدیه‌ی ساده‌ی تولد یا سالگرد ازدواج روابط کاری یا شخصی را تقویت کنید.

مطلب مرتبط : ۸ روش برای افزایش اندورفین در مغز

اندورفین

اندورفین در واکنش به درد و استرس ترشح می‌شود و به تسکین اضطراب و افسردگی کمک می‌کند. موجی از “جان تازه” و “سرخوشی” که هنگام دویدن تند و پس از آن در دونده ایجاد می‌شود حاصل اندورفین است. این هورمون درست مانند مورفین، به عنوان داروی مسکن و آرام‌بخش عمل می‌کند و درک ما را نسبت به درد از بین می‌برد.

علاوه بر ورزش مرتب، خندیدن یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تحریک ترشح اندورفین است. حتی پیش‌بینی و انتظار خنده، مثلا شرکت در یک برنامه‌ی کمدی، میزان اندورفین را افزایش می‌دهد. در طول روز حس شوخ‌طبعی‌تان را به کار بیندازید، آن پیام خنده‌دار را به دیگران ارسال کنید، و بهانه‌های مختلفی برای خندیدن پیدا کنید. این‌ها روش‌های فوق‌العاده‌ای هستند که از پزشک دوری کنید.

رایحه‌درمان (آروماتراپی): بوی وانیل و اسطوخودوس با تولید اندورفین در ارتباط است. پژوهش‌ها حاکی از آن است که شکلات تلخ و خوراکی‌های تند می‌تواند باعث ترشح اندورفین در مغز شود. برای افزایش سریع اندورفین، کمی عصاره‌ی معطر و کمی شکلات تلخ در کشوی میزتان داشته‌باشید.

در این مقاله با راه های ساده اما کارآمد افزایش هورمون های شادی شامل دوپامین سروتونین اکسی توسین و اندورفین آشنا شدیم. امیدواریم این مقاله برای شما سودمند بوده باشد و مطالعه آن را به عزیزان تان توصیه کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده _ مینا بنادکوکی

منبع: huffingtonpost



جمعه 14 آبان 1395 08:18 ب.ظ
نظرات() 

۷ راز برای داشتن فرزندانی شاد

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 10 آبان 1395-04:19 ق.ظ

مام ما می‌خواهیم فرزندانمان بزرگ شده عشق بورزند و دوست داشته شوند، رویاهایشان را دنبال کنند و به موفقیت دست یابند. اما بیشتر از هر چیز دیگری آرزو داریم آنان خوش حال باشند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از زندگی آنلاین چه چیزی یک کودک را خوشحال می‌کند؟سوال این است که ما به چه اندازه در میزان خوش حالی کودکمان نقش داریم؟

تحقیقات نشان می‌دهند کودکان شاد و مثبت‌اندیش، حاصل خانواده‌هایی شاد و مثبت‌اندیش‌اند.

چگونه می‌توان فضایی در خانه ایجاد کرد که باعث شکوفا شدن و شادی فرزندمان شود؟

هفت استراتژی ذکر شده، می‌توانند توانایی فرزند شما را برای خوش حال بودن و لذت بردن افزایش دهند.

روابط کودکان
مطمن‌ترین راه برای ترویج احساسی خوب که فرزند شما را در تمام مراحل زندگی‌اش دنبال کند، کمک برای ترویج برقراری روابطی احساسی با شما، اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و حتی حیوانات خانگی است.

دوران کودکی که فرد طی آن فرد با اطرافیانش ارتباط داشته باشد کلیدی است برای آینده‌ای موفق.

احساساتی از قبیل دوست داشته شدن، درک شدن ومورد توجه قرار گرفتن بهترین محافظان در برابر استرس، افکار خودکشی و رفتارهای خطرناک همچون مصرف الکل، مواد مخدر و سیگار کشیدن هستند.

خوشبختانه اولین رابطه ی صمیمی فرزندمان با خود ما شکل می‌گیرد.

اگر کودک فردی را داشته باشد که بدون هیچ قید و شرطی به او عشق بورزد، این امر در شرایط سخت و مشکلات برای او مایه آرامش خواهد بود.

از طرفی تنها عشق ورزیدن به فرزند کافی نیست، این امر باید به گونه‌ای باشد که کودک متوجه آن شده و حمایت شما را احساس کند.

تا جایی که امکان دارد کودک خود را در آغوش گرفته، هنگامی که گریه می‌کند با او با ملایمت برخورد کرده و برای او کتاب بخوانید.

در خانه محیطی آرامش بخش را ایجاد کرده و به همراه فرزندتان بخندید و در کنار هم غذا بخورید.

برای فرزندتان موقعیت‌هایی برای برقراری ارتباط و دوست داشتن دیگران فراهم کنید. تحقیقات نشان می‌دهند، روابط اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل شاد بودن است.

کیفیت این روابط مهم است اما از طرفی دیگر کمیت آنان نیز حایز اهمیت می‌باشد. هر چه تعداد دوستان فرزندتان بیشتر باشد، بهتر است.



سعی نکنید فرزندتان را شاد کنید

احتمال دارد شما این جمله را متناقص با آنچه گفته شد بدانید، اما شاید بهترین کاری که از دست شما بر می‌آید تلاش نکردن برای ایجاد خوشحالی‌های کوتاه مدت در زندگی فرزندتان می‌باشد.

اگر ما فرزند خود را در حبابی از خیالات قرار داده و به آنان اطمینان دهیم تمام آرزو‌ها و خواسته‌هایشان عملی خواهد شد، آنان با چنین ایده‌ای بزرگ خواهند شد، در حالی که دنیای واقعی متفاوت است.

شما باید بدانید مسول شادی فرزندتان نیستید.

والدینی که به شدت نسبت به شادی و خوش حالی فرزندشان احساس مسولیت می‌کنند، حساسیت به خرج داده و به آنان اجازه تجربه احساساتی از قبیل ناراحتی، ‌ناامیدی و عصبانیت را نمی‌دهند. 

در چنین مواقعی این والدین به سرعت اقدام کرده و هر آنچه کودکشان را شاد می‌کند و یا مشکل را بر طرف می‌کند در اختیار آنان قرار می‌دهند.

کودکانی که چگونگی کنار آمدن با احساسات منفی را نیاموخته‌اند در نوجوانی و بزرگسالی در مواجهه با این احساسات دچار مشکل می‌شوند.

هنگامی که شما بپذیرید مسئول خوشحالی فرزندتان نمی‌باشید، تمایل کمتری برای درست کردن احساسات او داشته و او کنار آمدن با احساسات منفی را می‌آموزد.

شادتر باشید
در حالی که شما در مواردی کنترلی روی شادی فرزندتان ندارید با این وجود مسئول شادی خود می‌باشید و از آن جایی که فرزندان ما به شدت تحت تاثیر خلق و خوی ما قراردارند، والدین شاد فرزندان شادی خواهند داشت.

این در حالی است که فرزندان والدین افسرده، دو برابر متوسط میانگین افسردگی رنج می‌برند.

از جمله بهترین کارهایی که شما می‌توانید برای سلامت روحی فرزندتان انجام دهید، رسیدگی و اهمیت دادن به سلامتی روحی خودتان است.

رابطه خوبی با همسرتان داشته باشید. معمولا حاصل رابطه دوستانه و تعهد بین والدین فرزندانی شاد است.

فرزندتان را تحسین کنید

همان گونه که انتظار می‌رود تحقیقات نشان داده اند، رابطه مستقیمی بین خوش حالی و اعتماد به نفس وجود دارد، به گونه‌ای که نمی شود بدون یکی از آن‌ها دیگری را داشت.

هنگامی که فرزندتان نقاشی می‌کشد به او لقب پیکاسو را بدهید، وقتی گل می‌زند به او بکام بگویید و هنگامی که می‌تواند ۱ و ۲ را با هم جمع کند، به او نابغه ریاضی بگویید.

تنها خطر این تحسین‌ها زمانی است که کودک احساس کند برای شنیدن آنها باید کاری کرده و موفق شود.

او می‌ترسد اگر دیگر موفق نشود تشویق‌ها و تحسین‌های والدینش را دریافت نکند و یا دیگر آنها او را دوست نداشته باشند.

تحسین خصوصیاتی خاص که فرد بر روی آنها کنترلی ندارد از جمله زیبایی، هوش و غیره باید با احتیاط صورت گیرد.

اگر شما در درجه اول فرزندتان را بخاطره زیباییش تحسین کنید، هنگامی که سن او بالا رفته و این زیبایی را از دست دهد چه احساسی خواهد داشت؟

مطالعات نشان می‌دهند کودکانی که به عنوان افراد روشن و باهوش تحسین شده‌اند در آینده خجالتی خواهند شد زیرا همواره از کاهش هوش و کم ارزش شدنشان می‌ترسند.

فرزندتان را بیشتر به خاطر تلاشش تحسین کنید تا نتیجه‌ای که آن تلاش در برداشته است.

فرزند خود را بیشتر به خاطره خلاقیت، پشتکار و تلاشش تشویق کنید تا موفقیت و دست‌آوردی که حاصل از آن است.

هدف ما ایجاد طرز فکری در کودک است که به واسطه ی آن به اهمیت و تلاش و پشت کار پی ببرد.

در بسیاری از موارد، کودکان با استعداد به علت فشاری که به واسطه تحسین‌های دیگران احساس می‌کنند، در مقایسه با کودکان سخت کوش و با پشت کار عملکرد ضعیف‌تری نشان می‌دهند.

هدف ما از بیان این مطالب تحسین نکردن فرزندانمان نمی باشد. بلکه ما می‌خواهیم فرزندانمان را برای چیزهایی که بر روی آن کنترل دارند، همانند پشت کار، تشویق کنیم.

اجازه دهید فرزندانتان موفقیت و شکست را تجربه کنند
اگر واقعا مایلید اعتماد به نفس فرزند خود را افزایش دهید، دست از تحسین بیش از اندازه کشیده و برای او موقعیت‌هایی برای آموختن مهارت‌های تازه ایجاد کنید.

اجازه دهید فرزندتان در انجام مهارت‌های مختلف تسلط یابد

خوشبختانه برای کودکان کمتر از ۴ سال، تمام آنچه انجام می‌دهند همانند راه رفتن، لباس پوشیدن، دستشویی رفتن و دوچرخه سواری، هرکدام مهارت‌هایی هستند که کودک باید در انجام آنها تسلط یابد.

چالش واقعی زمانی است که والدین باید به فرزندانشان اجازه تجربه و امتحان کردن را بدهند.

بزرگترین اشتباهی که والدین خوب انجام می‌دهند، بیش از اندازه کار کردن برای فرزندانشان می‌باشد.

در حالی که ممکن است تماشای فرزندمان به هنگام دست و پنجه نرم کردن با یک مهارت سخت باشد، اما باید همواره به این مسئله توجه کنیم که تا زمانی که کودک شکست نخورد به تسلط مورد نیاز دست نخواهد یافت.

مهارت‌های کمی هستند که کودکان برای انجام آنان دچار مشکل نمی‌شوند. آنان با تمرین و تکرار کردن به تسلط مورد نظر دست می‌یابند.

به فرزندانتان مسئولیت واگذار کنید
شادی تا حدود زیادی به این احساس که کاری که انجام می‌دهیم اهمیت داشته و مورد قدردانی قرار می‌گیرد بر می‌گردد.

بدون این احساس فرد با ترس از محرومیت مواجه می‌شود و همان گونه که مطالعات نشان می‌دهند، انسان از هیچ چیزی به اندازه محروم شدن نمی‌ترسد.

به بیان دیگر یکی از نیاز‌های ذاتی انسان، مورد نیاز دیگران واقع شدن است.

بنابراین شما هرچه بیشتر به فرزندتان مسولیت داده و او را در کارهای خانه و کمک به دیگر اعضا شریک کنید، او اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و خوشحال‌تر خواهد بود.

برای مثال اگر می‌بینید فرزند شما به مرتب کردن قاشق و چنگال‌ها علاقه نشان می‌دهد، از او بخواهید آنها را مرتب کرده و یا سرمیز غذا بگذارد.

اگر او نسبت به غذا دادن تمایل نشان می‌دهد، از او بخواهید شما را در غذا دادن به خواهر و یا برادر کوچکترش یاری کند.

قدردان و شکرگذار بودن
در آخر باید اشاره کرد، خوشحالی با قدردانی رابطه ای مستقیم دارد و افرادی که قدردان هستند، مثبت‌اندیش‌تر بوده، روند بهتری را برای اهدافشان طی می‌کنند و نسبت به زندگی خود احساس بهتری دارند.

بنابراین از فرزندتان بخواهید دفترچه‌ای تهیه کرده و آنچه را بخاطرش شکرگذاراست یادداشت کنند.

شما می‌توانید قبل و یا بعد از غذا نیز با فرزندتان صحبت کرده و از او بخواهید برای شما بگوید برای چه چیزهایی شکرگذار می‌باشد.


سلامت نیوز۷ راز برای داشتن فرزندانی شاد


دوشنبه 3 آبان 1395 08:21 ب.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2