تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب سیدعلی قاضی زاده


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

در شرایط فعلی چه کاری می توانیم بکنیم؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398-03:00 ب.ظ

شب گذشته در جمع گروهی از دوستان بودیم و این سوال مطرح شد که در شرایط فعلی چه کاری می توانیم بکنیم؟ به تعبیر دیگر به جای نق زدن و منفی بافی که این روزها از زمین و آسمان می بارد، و البته قابل سرزنش هم نیست، در دایره نفوذ خود چه کنشی می توانیم داشته باشیم تا "حال" خودمان و دیگران "کمی" بهتر شود؟ نزدیک به ۲ ساعت گفتگو در این زمینه صورت گرفت (ضمن اینکه چنین گفتگو هایی در جمع های دوستانه و خانوادگی، می تواند بسیار مفیدتر و راهگشاتر از اعلام متوالی قیمت دلار و سکه با مراجعه به گوشی های همراه باشد) موارد زیر توسط دوستان مطرح گردید. 

۱➖  سبد اقتصادی خانواده خود را در جهت کاستن فرهنگ مصرف گرایی، مورد بازبینی قرار دهیم.
مثلا
 1⃣ اگر الان پیراهن، کفش، مانتو ... به اندازه رفع نیاز های معمول خود در اختیار داریم، دلیلی ندارد برای ارضاء روحیه تنوع طلبی خود اقدام به خرید این اقلام نماییم. 
2⃣ خرید های اقلام خوراکی را به موارد ضروری کاهش دهیم. دلیلی ندارد که همواره در یخچال ما میوه هایی مانند هلو و گلابی و شلیل و ... وجود داشته باشد. 
3⃣ استفاده از وسیله نقلیه شخصی را تا حد امکان کاهش دهیم. 
4⃣ تشریفات و پذیرایی ها را در دورهمی ها و میهمانی های خانوادگی و دوستانه کاهش دهیم. 

۲➖  از "خود خوار انگاری" به شدت اجتناب کنیم. 
در شرایط موجود تکرار این عبارت که "ما ایرانی ها ....." و بعد مجموعه ای از جملات و عبارات تحقیر آمیز را آوردن، سمی مهلک و جانکاه است و ریشه در نا آگاهی و جهل نسبت به تاریخ و هویت ایرانی دارد. تلاش کنیم بخصوص در مواجهه با جوانان دستکم به این انگاره نادرست  دامن نزنیم.
۳➖  مهر بورزیم و همدلی کنیم. 
این مهرورزی می تواند در محیط خانواده، کار، صف اتوبوس، مترو، تاکسی یا هر مکان خصوصی یا عمومی انجام گیرد. اگر راننده تاکسی بدخلق و عصبانی است و با ما تندی می کند، به جای مقابله به مثل با آرامش با او سخن بگوییم. بگوییم شرایطش را درک می کنیم، از خانواده اش بپرسیم و بگذاریم احساس کند، ما هم "مثل" او هستیم. باور کنید جامعه امروز ما بیش از هر زمانی به مهرورزی محتاج است. 
۴➖  دانش و آگاهی خود نسبت به تاریخ و هویت ایرانی را افزایش دهیم.
 در دام گزاره های شبه علمی فضای مجازی که اغلب بدون منابع موثق نشر می یابد نیفتیم. تا از صحت یک گزارش اطمینان نیافته ایم آن را بازنشر نکنیم. بخوانیم، بخوانیم و بخوانیم و دیگران را به خواندن دعوت کنیم. می توان به این منظور گروه های کوچک کتاب خوانی در فضای خانواده، دوستان، یا محیط کار ایجاد نمود. 
۵➖  مطالبه گر باشیم. 
این مطالبه گری می تواند از محیط کارمان آغاز گردد. بی تفاوتی و بی خبری دردی را از ما دوا نمی کند.
۶➖  سعی کنیم در حوزه مسئولیت خود بهترین عملکرد را داشته باشیم. 
جامعه ایران از "ایرانیان" تشکیل یافته است. اگر همه "ایرانیان" در حوزه مسئولیت خود بهترین عملکرد را داشته باشند، لاجرم ایرانی بهتر خواهیم داشت. اینکه مسئولین فاسدند، یا نظام اداری فاسد و ناکارآمد است، بهانه قابل قبولی برای عدم مسئولیت پذیری ما در دایره نفوذمان نیست. 
۷➖  از انسان های "گوشت و پوست و خون دار" غافل نباشیم. 
با رعایت موارد ذکر شده در بند اول، می توانیم بیشتر به "هم وطنانی" بیندیشیم که اصولا یخچالی ندارند که بتوانند در آن  میوه ای بگذارند. همه ما کمپین هایی را در اطراف خود می شناسیم که می توانیم با اطمینان خاطر به آنها کمک کنیم تا برخی از انسان های "گوشت و پوست و خون دار" رنج کمتری ببرند و کمی، فقط کمی شادتر باشند. 
۸➖  فراموش نکنیم، 
ایران زمین، شرایطی بسیار دشوارتر و تلخ تر از این زمان را در طول تاریخ تجربه کرده است و همواره ققنوس وار از خاکستر سر برآورده است. "دل" همدیگر را خالی نکنیم، ایران و ایرانی این بار نیز از این تجربه تاریخی سربلند بیرون خواهد آمد.

به امید ایرانی آباد و آزاد



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 17 اردیبهشت 1398 03:04 ب.ظ

زندگی بسیار کوتاه است

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 15 بهمن 1397-10:49 ق.ظ



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 15 بهمن 1397 10:50 ق.ظ

هر ایرانی این شش نکته را به فرزندش بیاموزد

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
سه شنبه 13 آذر 1397-07:37 ب.ظ

در كتاب حاجی‌آقا نوشته صادق هدایت،  حاجی به كوچك‌ترین فرزندش درباره نحوه كسب موفقیت در ایران نصیحت می‌كند:

توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمی‌خواهی جزو چاپیده‌ها باشی، سعی كن كه دیگران را بچاپی! سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می‌كنه و از زندگی عقب می‌اندازه! فقط سر درس حساب و سیاق دقت بكن! چهار عمل اصلی را كه یاد گرفتی، كافی است، تا بتوانی حساب پول را نگه‌داری و كلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه! باید كاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من می‌شنوی برو بند كفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری كتاب جامع عباسی را یاد بگیری! 

سعی كن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می‌توانی عرض اندام بكن، حق خودت را بگیر! از فحش و تحقیر نترس! حرف توی هوا پخش می‌شه، هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی‌سواد؛ چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت كرد، تا كار بهتر درست بشه!... نان را به نرخ روز باید خورد! سعی كن با مقامات عالیه مربوط بشی، با هركس و هر عقیده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!.... كتاب و درس و اینها دو پول نمی‌ارزه! خیال كن تو سر گردنه داری زندگی می‌كنی! اگر غفلت كردی تو را می‌چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند كلمه قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!!!ا

آنچه گفته شده عریان ترین شیوه تشریح دستیابی به موفقیت برای نسل بعدی است. به نظرم در همین نوشته به ظاهر حاوی نکات غیراخلاقی، نکات طلایی نهفته است. آنچه حاجی به فرزندش گفته حاوی نکات مثبت و منفی است. بخشی از توصیه ها درست است هر چند که لحن بیانش بد است.
در ادامه شش نکته را که بعد از خواندن نکات حاج آقا در ذهنم جرقه زد را انتخاب می کنم که به فرزندم بیاموزم و فکر می کنم هر ایرانی باید به فرزندش بیاموزد.

۱. نسل قبلی به ما گفتند درس بخوان تا برای خودت کسی شوی. این حرف اشتباه است. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی. این تجربه زندگی با تمام جوانب آن است که برایت شعور و خوشبختی می آورد. وقتی می گویم زندگی یعنی همه چیز: از آشپزی بگیر تا دوچرخه سواری، از بستن چشم ها برای گوش دادن به یک موسیقی تا فوتبال گل کوچیک. از کار کردن در خیریه کوچک محله تان تا پیگیری سخنرانی های سران جهان در مجمع جهانی گروه بیست. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی. 

۲. در مدرسه این چیزها را به تو یاد نمی دهند: سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد جنسی. هر سه این ها مهم اند. هر کدام را از منابع معتبر بیاموز. ریاضی را بیاموز نه با این هدف که پیچیده ترین معادلات را حل کنی بلکه برای آنکه بیاموزی چگونه از دانش ریاضی در تصمیم گیری های مالی ات استفاده کنی، وقتی وام می گیری، وقتی سرمایه گذاری می کنی و وقت بیمه عمر می خری اگر ریاضی بلد نباشی کلاهت پس معرکه است. خواندن ریاضی اگر منجر به افزایش سواد مالی در تو نشود، کم فایده است.  

۳. تاریخ مهم تر از جغرافیاست. اکنون نرم افزارهای موقعیت یاب، راهیاب و نقشه های آنلاین فراهم شده اند، اگر جغرافیا ندانی، باز هم راهت را پیدا خواهی کرد اما تاریخ را هیچ نرم افزاری نمی تواند خلاصه کند. تاریخ را عمیق بخوان. تا آن اشتباهاتی که ما کردیم را تو انجام ندهی. اشتباهی که دوبار تکرار شود دیگر نامش اشتباه نیست، حماقت است.  

۴. زبان انگلیسی، چینی و عربی به اندازه زبان فارسی اهمیت دارد. وقتی زبان فارسی بلدی، یعنی ۸۰ میلیون هم سخن عاطفی و هم کار تجاری داری، در جهان امروز این عدد می تواند به شدت گسترش پیدا کند. حلقه هم سخنان و هم کارانت را به بیش از ۸۰۰ میلیون گسترش بده. جهان فردا، جهان بدون مرز است.   

۵. مهارت ارتباطات موثر را بیاموز. ۵۰% موفقیت به ارتباطات موثر، قانع و همراه کردن دیگران و تاثیرگذاری روی آنان است. باید بلد باشی خوب حرف بزنی، خوب ارایه کنی، خوب گزارش بنویسی و خوب متقاعد کنی. مذاکره و ارایه موثر را خوب یاد بگیر. 

۶. مدرک مهم است اما اکنون زمان مهارت است. آن زمان که ما درس می خواندیم تعداد مدرک دارها کم بود. پس هر کسی ارشد و دکترا داشت مزیت داشت در زمان شما دیگر مدرک از مد می افتد کسانی باقی خواهند ماند که مهارت داشته باشند. تا ده سال آینده بسیاری از مشاغل از بین می روند و بسیاری مشاغل جدید خلق می شوند. رشته ای را بخوان و مهارتی را کسب که به درد دنیای فعلی نمی خورد بلکه به درد دنیای آتی می خورد. اگر رشته بدی انتخاب کنی مانند این است که تولید کننده بهترین چرتکه دنیا هستی، در جهانی که هیچکس از چرتکه استفاده نمی کند. 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 13 آذر 1397 07:34 ب.ظ



  • تعداد کل صفحات:181 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...