تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب شادكامی


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

۱۵ استراتژی مؤثر برای رسیدن به اهداف در زندگی

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
جمعه 26 آذر 1395-08:14 ق.ظ

همه در زندگی هدف‌هایی دارند. همه صرف‌نظر از استعدادها و موقعیت اجتماعی، خواسته‌های کوچک و بزرگی دارند که در تمام زندگی برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند.

به گزارش جی پلاس،  همیشه مسیر دستیابی به این اهداف هموار نیست و همه، ثبات و پشتکار لازم برای تحمل مصائب آن را ندارند.

در طول زندگی؛ موقعیت‌های زیاد پیش می‌آید که می‌گوییم «دیگر بس است» یا «حتی یک دقیقه‌ی دیگر تاب تحمل این وضعیت را ندارم». این لحظات که زیبایی و شوق رسیدن به هدف کم‌رنگ شده‌اند؛ دوراهی سرنوشت ما هستند. سخت است که از مسیر پیموده شده صرف‌نظر کنیم و سخت‌تر است که ادامه دهیم. بسیاری از ما انصراف را ترجیح می‌دهیم و تعدادی هم به پیمودن راه دشوار ادامه می‌دهند و به لطف سخت‌کوشی و پشتکار یا آموختن راه حل غلبه بر سختی‌ها، به هدف خود می‌رسند.

در دنیای مدرن شتاب‌زده و عجول و جامعه‌ای که همه‌چیز را سریع و بلافاصله بعد از درخواست می‌خواهد، چطور می‌توانیم برای غلبه بر مشکلات، زمان صرف کنیم؛ آن‌هم در لحظه‌ای که به نقطه بحرانی صبر و تحمل خود رسیده‌ایم و تک‌تک ذرات وجودمان از ما می‌خواهند انصراف بدهیم.

چگونه به اهداف خود برسیم

دستیابی به اهداف، صرفا به معنی تعریف مقصد و داشتن اشتیاق سوزان برای رسیدن به آن نیست و داشتن یک نقشه‌راه دقیق و قابل‌اجرا هم الزامی است. اگر برای رسیدن به هدف، راه درست را در پیش نگیریم؛ به مقصد نخواهیم رسید و اشتیاق هم دردی از ما دوا نخواهد کرد.

طرح نقشه‌راه صحیح برای رسیدن به هدف، کار پیچیده‌ای نیست ولی بدون شک به ثبات و پیگیری نیاز دارد. در این نقشه‌راه، همه موانع احتمالی، سختی‌ها و پیچیدگی‌های مسیر، باید امروز دیده شوند تا فردا غافلگیرمان نکنند.

وقتی ما راهکار درست و دیدگاه درست داشته باشم، بدون شک دیر یا زود بر موانع  مسیر غلبه خواهیم کرد. ممکن است در طول مسیر گاهی شهامت خود را از دست بدهیم یا با موانع پیش‌بینی‌نشده روبرو شویم ولی به کمک دو ابزار نام‌برده به راه خود ادامه خواهیم داد. وقتی مسیر رسیدن به هدف را حساب‌شده آغاز کنیم، با رسیدن به موانع سخت متوجه خواهیم شد رویکرد صحیح برای رفع موانع، پیشرویِ آهسته و پیوسته و مبتنی بر استراتژی است، نه شتاب‌زده و مقطعی و از روی استیصال.

باید با خود صادق باشیم؛ دستیابی به اهداف بزرگ، زمان زیاد می‌خواهد و یک‌شبه امکان‌پذیر نیست. اکثر اوقات حتی در بازه زمانی پیش‌بینی‌شده هم به اتمام نمی‌رسد؛ ولی تا زمانی که از شکست واهمه نداشته باشیم، قطعا به آن دست خواهیم یافت. هدف شما در زندگی هر چه باشد، تنها راه دستیابی به آن، طرح استراتژی صحیح، در زمان صحیح و پیگیری آن تا دستیابی به هدف است.

۱. هدف‌گذاری هوشمندتر

هر کسی که عزم خود را برای رسیدن به هدف جزم کرده باشد، ‌باید اهمیت و ارزش متد هدف‌گذاری SMARTER را درک کند. در این عبارت، واژه «SMARTER» (به معنای لغوی هوشمندتر) گذشته از تناسب با عملکرد متد، از ترکیب حروف اول معادل انگلیسی واژه‌هایدقیق، قابل‌ محاسبه، قابل ‌دستیابی، مرتبط، محدود به زمان، سنجیده وبازبینی‌شده، حاصل می‌شود. این متد یک استراتژی کلی ایجاد مقدمات لازم برای رسیدن به هدف با ضریب بالای موفقیت است.

به‌منظور فراهم کردن همه‌ی گزینه‌های SMARTER، باید هدف خود را بسیار دقیق مشخص کنید و آن را با ذکر جزئی‌ترین مشخصات به تصویر بکشید. به‌این‌ترتیب مطمئن خواهید شد هدف قابل‌محاسبه و قابل‌دستیابی است. وقتی جنبه‌های بلندمدت هدف مشخص شد،  این مرحله از متد را برای بازه‌های کوتاه‌مدت یک‌ساله اجرا کنید که در آن‌ها به‌عنوان مثال، بخش‌های کمی دور از دسترس ولی امکان‌پذیرِ هدف، بررسی شده‌اند.

واژه‌ی مرتبط به هماهنگی و تطابق هدف با ارزش‌ها و باورهای ما اشاره دارد و برای گذر از آن باید بدانیم در باطن، چه نوع انسانی هستیم و چه توانایی‌هایی داریم. بخش محدود به زمان صرفا به معنای اختصاص دادن یک بازه زمانی معین برای رسیدن به یک دستاورد  مشخص در مسیر است. در نهایت وقتی برای رسیدن به هدف تلاش می‌کنید باید هر مرحله از نقشه‌راه خود را سنجیده و بازبینی‌شده پشت سر بگذارید.

۲. برنامه‌ریزی مراحل اجرا

برنامه‌ریزی یکی از مهم‌ترین استراتژی‌ها در راه رسیدن به هر هدفی است. با این ‌وجود بسیاری از ما، از برنامه‌ریزی دقیق با تمام جزییات ناتوان هستیم و با پیچیده کردن مسیر، شانس تحقق بخشیدن به رؤیاهایمان را از بین می‌بریم. همه ما ایده‌هایی انتزاعی و عینیت نیافته در ذهن داریم که برای شروع و شاید برداشتن چند گام، انرژی لازم را به ما می‌دهند ولی این انگیزه و اشتیاق برای رسیدن به هدف کافی نیست.

کسانی که با جدیت به دنبال دستیابی به اهداف خود هستند، برای رسیدن به خواسته قلبی خود باید برنامه‌ی عملیاتی جامعی داشته باشند و با اراده‌ای راسخ، پیگیری تک‌تک جزئیات این برنامه را به بخش جدانشدنی زندگی روزمره تبدیل کنند؛ بدون این‌که کوچک‌ترین بخش آن را نادیده بگیرند. یک برنامه‌ریزی جامع تهیه کنید، برای پیگیری آن جدیتی وسواس گونه به خرج دهید و تا رسیدن به مقصود، خستگی‌ناپذیر و بدون توقف آن را دنبال کنید.

۳. از بین بردن عادت‌های بد

یکی از بزرگ‌ترین موانع در رسیدن به هدف، عادت‌های بد است. این‌ها می‌توانند به‌راحتی روال پیشرفت را مختل کنند و ما را از رسیدن به مقصود بازدارند. هر کسی که می‌خواهد به دستاوردی ارزشمند برسد، باید عادت‌های بد و بازدارنده خود را کنترل کند.

از بین بردن عادت بد کار آسانی نیست و اگر بود آن را «عادت» نام‌گذاری نمی‌کردند. مطمئنا ترک عادت به‌سرعت یا بدون رنج امکان‌پذیر نیست و به گذراندن روالی تدریجی و زمان‌بر نیاز دارد؛ ولی از بین بردن عادت‌های بد، زمینه‌ساز مسیری پاک و هموار برای رسیده به اهداف است.

۴. برقرار کردن تدریجی انضباط شخصی

انضباط شخصی مانند یک سیستم کنترل هوشمند سرعت، در پیمودن مسیر رسیدن به هدف است. برای یک فرد منضبط، هر کاری امکان‌پذیر است و در نقطه مقابل، بی‌انضباطی حتی به کارهای عادی روزمره هم ظاهری ترسناک و مرعوب‌کننده می‌دهد. برای تبدیل‌شدن به فردی منضبط و منظم، باید عادت‌های شخصی را کنترل کنیم.

با القاء تدریجی عادت‌های مفید به خودمان، می‌توانیم رفته‌رفته به فردی منضبط و توقف‌ناپذیر تبدیل شویم؛ عادت‌های روزانه‌ای مثل سحرخیزی، قدرشناسی، تغذیه صحیح، ورزش و خواب منظم و کامل، به‌مرور به بخشی از شخصیتمان تبدیل می‌شوند و انضباط و دیسیپلین را به تمام جنبه‌های زندگی ما تعمیم می‌دهند. برای کسی که انضباط در تمام وجودش ریشه دوانده است، غیرممکن وجود ندارد.

۵. کاهش دادن عوامل حواس‌پرتی

حواس‌پرتی دشمن پیشرفت است و دنیای مدرن پر از عامل حواس‌پرتی. امروزه باوجود یک گجت جذاب و پر از عوامل سرگرم‌کننده در جیب که با چند تپ و کلیک می‌تواند در آنی ما را به دنیای بی‌انتهای رسانه‌های وسوسه کننده اجتماعی متصل کند، حواس‌پرتی عمومی اصلا عجیب نیست و داشتن حتی یک روز پربازده و مفید، به‌مرور سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

ما باید نداهای وسوسه کننده خارجی را نادیده بگیریم، باید آگاهانه و هشیار، عوامل حواس‌پرتی اطرافمان را شناسایی کنیم و آن‌ها را از بین ببریم. این رویه، قطعا یکی از استراتژی‌های بسیار مؤثر در رسیدن به اهداف است. اگر با جدیت و اشتیاق مسیری را دنبال می‌کنید، تلفن و اینترنت را کنار بگذارید، تلویزیون را خاموش کنید و با تمام قوای ذهنی بر هدف خود متمرکز شوید.

۶. استفاده مؤثر از هدف‌گذاری روزانه

هدف‌گذاری روزانه و کوتاه‌مدت، ابزار قدرتمندی برای حفظ تمرکز بر اهداف بلندمدتی است که دستیابی به آن‌ها چندین سال زمان می‌برد. وقتی مقصد نهایی در دیدرس نیست و ما هرلحظه با مانعی جدید روبرو می‌شویم؛ از دست دادن اشتیاق و شانه خالی کردن از زیر بار تعهد آسان است. هدف‌گذاری روزانه به ما اجازه می‌دهد همیشه مقصد را ببینیم و وقتی در پایان روز به آن می‌رسیم؛ احساس رضایت انگیزه‌ای برای ادامه به ما بدهد. به‌این‌ترتیب تمام مسیر را باانرژی و مصمم و البته راحت‌تر طی خواهیم کرد.

۷. خودداری از به تعویق انداختن اقدامات الزامی

پرهیز از برخورد با مراحل سخت، قاتل خاموش ایده‌ها و اهداف فردی است. به تعویق انداختن موقتی اقدامات الزامی، به‌تدریج به روالی همیشگی و بهانه‌ای دائمی برای طفره رفتن از ادامه مسیر تبدیل می‌شود. همه می‌دانیم برای دستیابی به هدفی ارزشمند و قابل‌اعتنا، باید از این روال دوری کرد. در موقع ضرورت، به‌جای تعلل و تلف کردن یک روز یا حتی یک دقیقه قبل از انجام مرحله‌ای ناخوشایند از کار، بهتر است در همان لحظه‌ی برخورد آن را به انجام برسانیم.

یک استراتژی مؤثر برای خودداری از به تعویق انداختن و طفره رفتن، استفاده از روش ۱۵ دقیقه است. در مواقع این‌چنینی، تایمر گوشی خود را روی ۱۵۵۵ دقیقه بگذارید و خود را به گذر از مانع ناخوشایند کار در این مدت ملزم کنید؛ فقط ۱۵۵ دقیقه نه بیشتر. مشکل را به بخش‌هایی تقسیم کنید که حل نکردن آن‌ها در ۱۵ دقیقه غیرممکن باشد. با این روش یک تکانه انگیزشی ایجاد می‌کنید و با هر تکانه، یک پیشروی قطعی خواهید داشت.

۸. مدیریت زمان

یک از مؤثرترین استراتژی‌ها در رسیدن به اهداف بلندمدت، مدیریت مؤثر زمان حال است. کسی که بتواند زمان خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کند، به مقصد خواهد رسید. در این استراتژی، به‌جای تلف کردن بازه‌های زمانی کوتاه ولی ارزشمند، یک سیستم مؤثر مدیریت زمان تدوین می‌کنیم.

برای این کار می‌توان از سیستم مدیریت زمان چهارقسمتی استفاده کرد. در این سیستم فعالیت‌های روزانه خود را با توجه به فاکتورهای اهمیت و فوریت، به چهار دسته متمایز و قابل‌تشخیص تقسیم می‌کنیم.

  • دسته اول: مقدمات و بحران‌های لحظه‌ای؛ مهم هستند و فوریت دارند.
  • دسته دوم: اهداف بلندمدت؛ مهم هستند ولی فوریت ندارند.
  • دسته سوم: وقفه‌های احتمالی؛ فوریت دارند ولی مهم نیستند.
  • دسته چهارم: حواس‌پرتی‌ها؛ نه مهم هستند و نه فوریت دارند.

این اولویت‌بندیِ زمانی به ما نشان می‌دهد وقت و فعالیت روزانه خود را بر چه‌کارهایی متمرکز کنیم، به‌این‌ترتیب می‌دانیم زمان خود را به کدام فعالیت روزانه، بیشتر اختصاص بدهیم و از تلف کردن آن در چه ‌کاری خودداری کنیم. با داشتن چنین کنترلی برای فعالیت‌های روزانه، زمان خود را به بهترین شکل ممکن صرف خواهیم کرد.

۹. جستجوی قورباغه!

مارک تواین می‌گوید:

اگر در حرفه‌ی خود مجبور به خوردن یک قورباغه هستید، آن را اول صبح بخورید؛ اگر مجبور به خوردن دو قورباغه هستید، بهتر است با قورباغه‌ی بزرگ‌تر شروع کنید.

این بهترین توصیف برای کارهایی ناخوشایند الزامی در مسیر بلندمدت دستیابی به اهداف است. هر مانع سخت و ناخوشایند در مسیر آرزوهای شخصی را به‌راحتی می‌توان یک قورباغه‌ی زشت تصور کرد که چاره‌ای جز خوردن آن نیست.

در این استراتژی نه‌فقط باید خود را به خوردن قورباغه وادار کنیم، بلکه بهتر است در جستجوی آن باشیم و این کار را در صدر اولویت‌های روزانه قرار دهیم. با وجود اینکه «خوردن قورباغه» یکی از موارد دسته‌ی دوم استراتژی قبلی محسوب می‌شود ولی بهتر است آن را در دسته اول قرار دهیم و به‌محض وقوع، خود را به غلبه بر آن مجبور کنیم. شاید این رویکرد تأثیر آنی نداشته باشد؛ ولی به‌مرور زمان متوجه خواهیم شد از ایجاد چه سد غیرقابل‌ عبوری جلوگیری کرده‌ایم.

۱۰. استفاده از اصل پارتو

اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰، بر این حقیقت ساده مبتنی است که ۸۰ درصد از نتیجه، حاصل ۲۰ درصد تلاش است. یا به تعبیر بازار، ۸۰ درصد خرید توسط ۲۰ درصد از مشتری‌ها انجام می‌شود. البته این اصل کارایی و تفسیر گسترده‌تری دارد؛ به‌عنوان مثال ۲۰ درصد از فرایند تولید، ۸۰ درصد از محصولات را شامل می‌شود یا ۲۰ درصد از زیرمجموعه‌های یک واحد، ۸۰ درصد از خروجی کلی آن را ایجاد می‌کنند.

کارایی این اصل به‌عنوان یک استراتژی برای رسیدن به اهداف، به این شکل است: باید تلاش‌ها و فعالیت‌هایی اقلیتی (۲۰ درصد) را که بازده اکثریتی (۸۰ درصد) دارند شناسایی کنیم و تمرکز بیشتری بر آن‌ها داشته باشم. برای به‌کارگیری این استراتژی باید ببینیم کدام فعالیت‌ها واقعا بیشترین تأثیر را بر پیشروی و دستیابی به اهداف دارند و بعد از شناسایی، کافی است به آن فعالیت‌ها توجه بیشتری نشان دهیم.

۱۱. استقبال از شکست

شاید عده‌ای این استراتژی را رویکردی غلط برای دستیابی به اهداف محسوب کنند، ولی بدون تردید، شکست، یکی از مطمئن‌ترین راه‌ها برای موفقیت در هر زمینه‌ای است و بعضی از موفق‌ترین چهره‌های شناخته‌شده، موفقیت خود را مدیون شکست‌های متعدد هستند؛ تنها تفاوت آن‌ها با افرادی که در رسیدن به هدف‌ مشابه ناتوان بوده‌اند، تسلیم نشدن و پشتکار است.

باید یاد بگیریم در مقابل شکست تسلیم نشویم، شکست بخش جدایی‌ناپذیر زندگی است و باید آن‌ را درک کنیم و از آن درس بگیریم و بعد، از شکست به‌عنوان اهرمی برای رسیدن به پیروزی استفاده کنیم. در حقیقت هر شکست، تجربه‌ای بسیار مفید برای افزایش احتمال موفقیت است. هنری فورد در مناسبتی گفت:

شکست صرفا فرصتی برای شروعی دوباره است؛ شروعی سنجیده‌تر.

۱۲. جستجو روزانه برای الهام گرفتن

همه ما می‌خواهیم دستاوردی شایسته و به‌یادماندنی در زندگی داشته باشیم و مسیر رسیدن به هدف را تا به آخر و بی‌عیب و نقص طی کنیم؛ ولی غالبا در میانه راه، جرات و اشتیاق خود را از دست می‌دهیم. وقتی به این مرحله می‌رسیم، تفکرات منفی آغاز می‌شوند و سناریوهای بازدارنده‌ی «اگر …اما … افسوس» در ذهنمان شروع به خودنمایی می‌کنند.

در این حالت، تفکرات منفی و بازدارنده، کابوس همیشگی شب‌هایمان می‌شوند و چراغ امیدِ رسیدن به مقصد را در دلمان خاموش می‌کنند. برای مقابله با این وضعیت، هر روز باید به دنبال منابع جدید الهام و انرژی مثبت باشیم؛ با کسانی که مسیرهای مشابه اهداف ما را با موفقیت پیموده‌اند، گفتگو کنیم؛ به داستان‌هایشان گوش کنیم و نوع نگرش آن‌ها را درک کنیم. باید بفهمیم آن‌ها چگونه بر زنجیره ظاهرا بی‌انتهای موانع دشوار مسیر موفقیت غلبه کرده‌اند و چه چیزهایی الهام‌بخش آن‌ها برای ایستادگی و پیشروی بوده‌اند.

۱۳. پیدا کردن یک راهنما

در خوش‌بینانه‌ترین حالت، مسیریابی در اقیانوس پرتلاطم و بی‌انتهای اقتصاد و تجارت را می‌توان مصیبت خواند. در حقیقت هیچ‌وقت نمی‌توانیم به‌طور یقین از درستی مسیرمان، مطمئن باشیم و همیشه ممکن است گام بعدی، گام آخر باشد. در این آشفته‌بازار غیرقابل پیش‌بینی، پیدا کردن یک راهنمای زبردست و باتجربه، کمک بزرگی خواهد بود و می‌تواند امید رسیدن به مقصد را افزایش دهد.

کسی که تجربه رسیدن به مقصد دارد، می‌تواند به زوایای تیره‌وتار مسیر روشنی ببخشد و شانس موفقیت را افزایش دهد؛ مثل یک فانوس دریایی که تنها امید کشتی‌های طوفان‌زده برای رسیدن به ساحل است. سود بردن از تجربیات یک راهنمای کهنه‌کار که با راه‌های کوتاه‌تر و امن‌تر آشنایی دارد، می‌تواند بسیاری از موانع غیرقابل‌عبور را حتی قبل از روبرو شدن با آن‌ها، برایمان برطرف کند و امید رسیدن به اهداف را افزایش دهد.

۱۴. نظارت دقیق بر مراحل طی شده و باقی‌مانده

اگر عزم خود را برای رسیدن به هر هدفی جزم کرده باشیم، لازم است هر مرحله از پیشرفت را با دقت در نظر بگیریم. این کار به انجام صحیح‌تر و دقیق‌تر مراحل بعدی کمک می‌کند. اگر بدون توجه به مسیر طی شده یا مراحل باقی‌مانده، فقط به محل فعلی خود تمرکز کنیم، درک درستی از  کل مسیر نخواهیم داشت.

باید یک سیستم نظارتی دقیق داشته باشیم. اگر هدف ما قابل‌محاسبه و برنامه‌ریزی است؛ قطعا می‌تواند قابل نظارت باشد. سیستمی مشابه روند نظارتی هواپیما که در آن، از شروع پرواز تا رسیدن به مقصد، همه مراحل با دقت ثبت و ضبط می‌شوند. با داشتن چنین سیستمی، در هرلحظه قادر خواهیم بود از صحت و دقت پیشروی خود آگاه شویم. بدون نظارت کامل و همه‌جانبه بر مسیر رسیدن به هدف، وقت زیادی تلف خواهیم کرد.

۱۵. استقبال مشتاقانه از انتقاد

مردم همیشه مشغول انتقاد از یکدیگر هستند؛ به‌خصوص وقتی‌که کوچک‌ترین اثری از موفقیت می‌بینند. خواسته یا ناخواسته، انتقاد می‌تواند افراد جسوری را که به دنبال تحقق اهدافشان هستند، متوقف کند و وقتی چنین شد، منتقدان خواهند گفت شروع و حتی ایده این کار اشتباه بوده است.

بااین‌حال بهتر است به‌جای فرار کردن از انتقاد، از آن به گرمی استقبال کنیم، به حرف منتقدان گوش بدهیم و منظور حقیقی آن‌ها را درک کنیم. از شکست گریزی نیست، ولی شکستِ بیشتر به معنای افزایش احتمال موفقیت است. اگر قاطعانه و مصمم به دنبال تحقق اهدافمان هستیم، ظاهر تلخ و گزنده‌ی انتقاد دیگران در مورد عملکرد ما اهمیتی ندارد. در حقیقت نگرش مثبت و حتی مشتاقانه به انتقاد و درک حقایق نهفته در آن، نه‌تنها مانع نیست بلکه می‌تواند موجب تقویت انگیزه برای رسیدن به مقصد باشد.

جمع‌بندی

موفقیت خوشایند است و مسیر دستیابی به آن طولانی و ناهموار. هیچ‌کس به‌راحتی و یک‌شبه به موفقیت دست پیدا نمی‌کند. شاید این ۱۵ استراتژی زیاده از حد سخت‌گیرانه یا در نقطه مقابل، بدیهی و شعارگونه به نظر برسند؛ ولی با نگاهی به زندگی افراد موفق، متوجه خواهید شد که به‌عنوان یک انسان، هیچ قابلیت فیزیکی خارق‌العاده‌ای ندارند و قطعا ابرانسان نیستند؛ تفاوت، در نوع دیدگاه و جنبه‌های شخصیتی و روانی است. اگر در این زمینه تجربه یا دیدگاهی دارید، با سایر کاربران زومیت به اشتراک بگذارید.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

دوازده روش فوق العاده برای شاد بودن

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 15 آذر 1395-06:29 ق.ظ

تصور اینکه رسیدن به پول و ثروت باعث شادی مان خواهد شد، یک تصور غلط است. شادی یک حس درونی است که اتفاقا با چیزهای کوچک نیز حاصل می شود. اینکه چگونه شادتر باشیم سوالی بوده که دانشمندان نیز از خود پرسیده اند و البته راه حل های علمی نیز برای آن ارائه داده اند.

پولتان را فقط برای خودتان خرج نکنید

اگر پول تان به اندازه ای است که امسال یک پالتوی گرم و گرانقیمت برای خودتان می خرید و به فرد دیگری نیز کمک می کنید تا لباس گرم تری داشته باشد، خوشا به حالتان. اگر آنقدر پول ندارید که پالتوی گرانی بخرید، حسرت پالتوی دیگران را هم نخورید که غم می آورد. اگر روحتان آنقدر بزرگ است که پول پالتوی خودتان را نصف می کنید و با بضاعتی که دارید دیگری را نیز صاحب لباس گرمی می کنید، بدانید که شما شادتر خواهید بود.

محققان دانشگاه کلومبیا برتانیک کانادا طی سه پژوهش مختلف به این نتیجه رسیدند که خرج کردن پول برای دیگران بیش از خرج کردن پول برای خود آدم نشاط آور است. به عبارت دیگر می توان گفت خرج کردن پول برای نزدیکان و افراد نیازمند بیش از مال اندوزی باعث شادی می شود.

خوش بین باشید

افرادی که بیش از اندازه به فکر اتفاقات آینده هستند، غمگین تر از افرادی هستند که در زمان حال زندگی می کنند

بررسی های متعددی نشان می دهد که خوش بین بودن شادی می آورد و باعث می شود قدرت افراد برای انجام کارهای سخت بالا برود و از سلامتی بهتری برخوردار باشند.

از توانمندی های فردی تان استفاده کنید

متاسفانه شرایط به گونه ای شده است که اکثر مردم از توانمندی های خود صرفا در جهت پول در آوردن استفاده می کنند. اما شما اگر استعدادی دارید و یا عاشق کاری هستید حتما به آن بپردازید.

نتایج پژوهشی که در  The Hapiness Advantage به چاپ رسیده است نشان می دهد کارمندانی که به انجام فعالیت های مورد علاقه شان و یا شکوفایی استعدادهایشان مشغول شده اند ، شادتر بوده و کمتر افسرده شده اند.

غرق شدن در روزمرگی و تمرکز صرف روی پول در آوردن نتیجه ای جز افسردگی و غمگینی ندارد. به نداهای درونی تان نیز اهمیت بدهید.

در زمان حال زندگی کنید

مادرم همیشه می گوید خداوند نماز وعده بعد را اکنون از تو نخواسته است. بنابراین کسی از بعد خبر ندارد. درست است که اکثر ما آینده را مبهم و حتی نگران کننده می بینیم، ولی حقیقتا کسی از آینده خبر ندارد.

نتایج پژوهشی که در دانشگاه هاروارد انجام شده نشان می دهد افرادی که بیش از اندازه به فکر اتفاقات آینده هستند، غمگین تر از افرادی هستند که در زمان حال زندگی می کنند. به عقیده محققان باید از منفی بافی و تلاش برای پیش بینی آینده پرهیز کرد. همان حرف بزرگان که نباید بر گذشته غم خورد و نگران آینده بود.

سرها را از گوشی ها و شبکه های اجتماعی بالا بیاورید. به طبیعت و آدم های واقعی پیرامون تان توجه کنید. انرژی بدهید و انرژی بگیرید. حتی می شود با مشاهده افتادن یک برگ زیبای پاییزی، دل به دریا زد و شاد شد.

شاکر باشید و از دیگران نیز تشکر کنید

یعنی همان «شکر نعمت، نعمتت افزون کند»! نتایج بررسی ها نشان می دهد که شاکر خدا بودن و تشکر از دیگران باعث ایجاد نشاط و بهبود سلامت می شود. این کار باعث ایجاد روابط مستحکم تر شده و حالتان را بهتر می کند.

بنویسید

این را بدانید که هیچ کس هفت روز هفته و هر بیست و چهار ساعت شبانه روز شاد و خرسند نیست. بدانید که فقط شما غمگین نیستید.

نوشتن یک روش مفید برای بیرون ریختن احساسات و خلاص شدن از شر احساسات منفی و لحظات سخت است.

مانند اجدادمان هر از گاهی شعری بنویسیم.دفتر خاطرات داشته باشیم.این کارها باعث کاهش فعالیت آمیگدال ( بخشی از مغز) می شود که برخی احساسات منفی مانند استرس را تشدید می کند.

رنگ آبی

رنگ آبی را وارد زندگی تان کنید

محققان دانشگاه ساسکس انگلستان به این نتیجه رسیده اند که رنگ آبی باعث افزایش اعتماد به نفس، کاهش استرس و افزایش نشاط می شود. این رنگ برای روحیه انسان مفید است.لباس آبی بپوشید و پرده ها یا برخی ظروف را به رنگ آبی انتخاب کنید.

بحث نکنید

برای اثبات عقیده تان با افراد بی منطق بحث نکنید. به عقیده متخصصان خنثی بودن یکی از روش های شادتر بودن است. به عقیده این محققان بحث نکردن باعث می شودکه 99 درصد انرژی تان را ذخیره کنید. عقاید درست تان را برای خودتان نگه دارید و اگر به آنها اطمینان دارید برای اثبات درستی شان با کسی وارد بحث نشوید. بحث کردن، غم تان را از درک نشدن بیشتر می کند.

شب ها حداقل شش ساعت بخوابید

حداقل 6 ساعت و 15 دقیقه خواب بی وقفه در شب، برای شاد و سرحال بودن لازم است. نتایج پژوهش های محققان انگلیسی نشان می دهد افراد 18 تا 25 ساله ای که شب ها را خوب می خوابند بیشتر از زندگی خود راضی هستند. البته 8 ساعت خواب در شب برای سلامتی مفیدتر است و کم خوابی باعث ایجاد استرس و عدم تعادل هورمونی در بدن می شود.

روابط عاطفی و دوستانه خوبی داشته باشید

نتایج پژوهشی که به مدت 75 سال در دانشگاه هاروارد انجام شده نشان می دهد که داشتن روابط خوب با دیگران احساس نشاط را افزایش می دهد. این روابط شامل روابط زناشویی، رابطه با والدین، اقوام، دوستان و همکاران می شود. توصیه می کنیم به جای دعوا و کدورت، روابط دوستانه تان را تقویت کنید.

به تغذیه تان برسید

داشتن تغذیه سالم برای بدن لازم است. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که برنامه غذایی حاوی میوه ها، سبزیجات، آجیل ها، ماهی، لوبیا و روغن زیتون باعث کاهش افسردگی می شود.

ورزش کنید

امروزه سر اکثر قریب به اتفاق افراد از بچه گرفته تا زن و مرد و پیر و جوان در گوشی و تبلت است. بی تحرکی را کنار بگذارید. علاوه بر تغذیه سالم نیاز به تحرک بدنی منظم دارید تا شادتر باشید.

نتایج پژوهشی که در  Public Health Nutrition به چاپ رسیده است نشان می دهد انجام ورزش منظم باعث احساس نشاط و کاهش افسردگی می شود.

ورزش اعتماد به نفس تان را بالا برده و اضطراب و استرس تان را کنترل می کند. علاوه بر این ، خواب راحتی برایتان به ارمغان می آورد.

حرف آخر

مشکلات برای همه است. ما هم مانند شما ماه ها است که حقوق نگرفته ایم، ما هم مستاجر هستیم، ما هم هزینه های درمانی بالا داریم، ما هم دلمان می خواهد کارهایی را انجام دهیم که امکاناتش را نداریم...اما حواستان باشد ما همگی جامعه را تشکیل می دهیم و تک تک در برابر سلامت جامعه مسئولیم.

بدانید که در جامعه ی بیمار هیچ کس در امان نیست و یکی از نشانه های جامعه ی بیمار غمگین بودن است. بدانید که شاد بودن همسایه، شما را هم تا حدودی شاد می کند و شاد بودن شما و لبخندتان شاید غصه دیگری را اندکی کمتر کند.

حداقل در کوچه و خیابان به هم لبخند بزنیم، سر هر موضوعی پرخاش نکنیم، اتوبوس و مترو ارث پدری مان نیست. بیایید این همه جنجال را کمتر کنیم. شاید با همین کارهای به ظاهر ساده ولی موثر، شادتر شویم.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 16 آذر 1395 08:31 ب.ظ

چه کنیم همیشه شاد باشیم؟

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 1 آذر 1395-08:02 ب.ظ

 بررسی روان‌شناسان و روان پزشکان ثابت کرده است که عوامل زیستی و روانی، هر دو در شاد بودن دخالت دارند یعنی هم ژنتیک و محیط خانواده و هم جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، می‌تواند بر احساس شادمانی ما اثرگذار باشد، اما آیا ما می‌توانیم انتخاب و تلاش کنیم که شادتر باشیم یا نه؟ و تا چه حد سبک زندگی و رفتاری که برمی‌گزینیم، تعیین‌کننده شادمانی ماست؟

دکتر محسن رحیم‌نیا، روانپزشک، معتقد است: بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که نهایتا نگاه خود ما به دنیا، به خودمان و به آینده است که تعیین‌کننده میزان شادمانی ماست. بر این اساس، با تغییر نگرش می‌توانیم زندگی شادتری داشته باشیم. فقط باید راهکارهای عملی برای شادتر زیستن را یاد بگیریم و آنها را به کار ببندیم.

این فلوشیپ اختلالات روان تنی در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید می‌کند: یکی از مهم‌ترین راه‌های شاد زیستن، آرزوپردازی، برنامه‌ریزی و گام برداشتن در مسیر آرزوهای شخصی است. البته بسیاری از عوامل تعیین‌کننده شادی در اختیار ما نیستند (مانند نقشی که هورمون‌ها یا مزاج در شاد بودن دارند)، ولی ما می‌توانیم با تغییر در نگرش و عملکرد، سهم مهمی در شادزیستن خودمان داشته باشیم.

شادی در ژن شماست

بی‌شک نمی‌توان منکر شد که بعضی افراد، ذاتا شادتر از دیگران هستند و با مسائل ساده‌،‌ احساس سرخوشی و شادی می‌کنند و برخی دیگر، براحتی احساس شادی نمی‌کنند.

روجا لاریجانی، روان‌شناس بالینی به جام‌جم می‌گوید: در عین این که شغل ثابت، درآمد کافی و زندگی خانوادگی رضایت‌بخش، مولفه‌های مهمی در احساس شادی فرد هستند،‌ اما تحقیقات زیادی نشان داده است که احساس شادی می‌تواند به زمینه ژنتیک فرد هم مربوط باشد. در واقع تا حدی احساس شادی به شخصیت و عوامل ژنتیک فرد برمی‌گردد. اگر احساس شادی نمی‌کنید الزاما اتفاق غیرعادی نیفتاده، اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با کمک آنها احساس شادی خود را افزایش داد.

تلاش فراوان و توقع اندک

به گفته دکتر رحیم‌نیا، افرادی که برای کمترین تلاش‌های خود، انتظارات فراوان دارند، کمتر از دیگران از زندگی‌شان راضی و خوشحال خواهند بود. پس اگر می‌خواهیم زندگی شادتری داشته باشیم،‌ باید از توقعاتمان کم کنیم و بر سعیمان بیفزاییم.

لاریجانی می‌افزاید:‌ باید به خودمان و تفریحات خاص خودمان و ورزش نیز بپردازیم. همیشه لازم است وقت‌هایی را برای این گونه فعالیت‌ها بگذاریم. اشتغال زیاد به مسائل زندگی باعث می‌شود از تفریح کردن غافل شوید. پس در هر شرایطی که هستید،‌ بخشی از روز را به تفریح و بازی اختصاص دهید.

با افراد شادتر در ارتباط باشید

یادتان باشد، ‌افسرده دل افسرده کند انجمنی را یعنی شادمانی هم به اندازه افسردگی مسری است.

بر این اساس، دکتر رحیم‌نیا می‌گوید: افرادی هستند که مجاورت آنها به ما انگیزه و امید و اعتماد به نفس می‌دهد. معاشرت با اینها، گوهری گرانقدر است که ما را پر از انرژی می‌کند. یادمان باشد،‌ ما هم در قبال دیگران همین وظیفه را داریم. گاهی با یک جمله زیبا می‌توانیم اطرافیانمان را شاد کنیم؛‌ مثلا با گفتن نظر مثبتمان درباره زیبایی یا هوش یا متانت آنها یا این که مرتب به یادشان بیاوریم که چقدر دوستشان داریم.

لاریجانی در این باره می‌افزاید: ممکن است افراد خوبی اطراف شما باشند که از آنها فاصله گرفته‌اید. ارتباط بیشتر با افراد صمیمی، حس آرامش و امنیت را بالا می‌برد و باعث بهبود خلق می‌شود. پس دوستان خوب قدیمی را کنار نگذارید و با آنها حتی به صورت تلفنی در ارتباط باشید. از افرادی که به شما حس منفی می‌دهند،‌ پرهیز کنید. آنها زندگی را برای شما سخت می‌کنند.

با ترس‌هایمان بجنگیم

شاید باورش دشوار باشد، ولی هنوز افرادی هستند که از ترس چشم خوردن، خودشان را از برخورداری از بسیاری داشته‌هایشان محروم می‌کنند؛‌ مثلا ترجیح می‌دهند منزل کوچک‌تری داشته باشند، با وجود این که استطاعت خانه بزرگ تر را دارند، مبادا که چشم بخورند!

دکتر رحیم‌نیا با بیان این مطالب می‌گوید: غلبه بر ترس‌های بی‌مورد، گامی به سوی شادکامی است.

نقش قربانی را کنار بگذارید

یکی از رایج‌ترین مانع‌ها در برابر شادبودن، جاذبه‌ای است که در داشتن نقش قربانی نهفته است. جمله «فقط به خاطر بچه‌هام، بیمارانم، کشورم، و...» را زیاد می‌شنویم.

دکتر رحیم‌نیا معتقد است: در این نوع فرهنگ، رنج کشیدن نه‌تنها به یک ارزش تبدیل می‌شود، بلکه به آن یک معنای ثانوی فداکاری هم اضافه می‌شود. مشکل اینجاست که گویی اگر در زندگی‌مان جایی را برای لذت بردن و شادبودن خودمان داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم آن تصویر معنوی فداکار را داشته باشیم. بنابراین ترجیح می‌دهیم خودمان را از بسیاری خوشی‌ها محروم کنیم.

غذاهای شادی‌آور بخورید

امروزه درباره رابطه بین مواد غذایی و اثر آنها بر مغز بررسی‌های زیادی شده است و چند ماده موثر که خلق را بهبود می‌بخشند و احساس شادی را بیشتر می‌کنند، پیدا شده‌اند.

به گفته لاریجانی،کلسیم، آهن، امگا3 و اسیدهای چرب، ویتامین B6، B12، کروم، منیزیم، ویتامین D و روی با تاثیراتی که بر مغز دارند، باعث افزایش حس سرزندگی و خوشحالی می‌شوند .بی شک با خوردن موادی چون گردو، قهوه، شکلات، ماست،سبزیجات و میوه‌ها بویژه زردآلو، انار، تربچه، قارچ و چای سبز می‌توانید شادی‌تان را افزایش دهید.

منتظر نباشید که شادتان کنند

برای شاد بودن، وجود شرایط خاص یا افراد خاص ضروری نیست و هیچ کس قادر نیست ما را شاد کند، مگر خودمان.

افرادی که ناخودگاه خود را شایسته شادی نمی‌دانند، تلاشی برای به دست آوردن آن نمی‌کنند. عده‌ای آن را محصول شانس می‌دانند و باور ندارند خودشان می‌توانند شادی را به زندگی خود بیاورند، اما واقعیت این است که خود ما در شاد بودنمان خیلی نقش داریم. اگر همه کارها و فعالیت‌های خود را محدود به یک نفر یا یک کار کنیم، این وضعیت باعث نگرانی مداوم از دست دادن می‌شود که به نوبه خود، حس شادی و لذت بردن را به طور چشمگیری کاهش می‌دهد. پس بهتر است برای شاد بودن، فعالیت‌های مختلف و روابط متنوع داشته باشیم.

به یاد داشته باشید که اگر فکر کنید باید فلان شغل یا موقعیت یا ماشین را داشته باشید تا شاد باشید، شادی امروزتان را از دست می‌دهید.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 3 آبان 1395 08:06 ب.ظ



  • تعداد کل صفحات:72 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...