تبلیغات
پندارنامه سید خندان - مطالب مهارتهای زندگی


زندگی، كوتاهتر از آن است كه حتی دمی از آن را با غم و غصه بگذرانی

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

تنها 7 قدم با خوشبختی فاصله دارید

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
دوشنبه 15 شهریور 1395-09:42 ق.ظ

 شادی نوعی رضایت درونی است که در انسانها وجود دارد و برخی نیز آن را غرور، قناعت و یا قدردانی توصیف کرده‌اند اما این احساسات از فردی به فرد دیگر متفاوت است. به طور کلی دانشمندان احساس شادی و شاد بودن را برای انسان‌ها بسیار مفید می‌دانند چرا که معتقدند که این احساس سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده،  زندگی اجتماعی کامل را برای شخص بوجود می‌آورد و به فرد برای مقابله با استرس و بیماری ها کمک می‌کند.

با وجود داشتن چنین خواص درمانی شگفت انگیزی، بدون شک این یک امر طبیعی است که همه افراد در زندگی خود به دنبال شادی هر چه بیشتر باشند.

دانشمندان 7 راه را برای ایجاد هرچه بیشتر شادی به افراد توصیه کردند که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت:

1. به گردش بروید!

دانشمندان معتقدند بخش بزرگی از احساس خرسندی یا عدم آن، به نگرش انسان و دنیای اطراف بستگی دارد.

مطمئنا در یک روز دلگیر و کسل کننده، تماشای یک فضای سبز یا آسمان آبی یا مناظر طبیعی زیبا می‌تواند احساس شادی را در فرد زنده کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که فضای سبز با سلامت روان ارتباط زیادی داشته و می‌تواند بخش‌هایی از مغز انسان را به سمت شادی، مثبت‌اندیشی و ثبات عاطفی ببرد.

به همین دلیل یکی از راهکارهایی که آنها برای ایجاد حس شادی در زمان افسردگی پیشنهاد می‌کنند فرار از محیط خانه، اداره یا کلاس درس است. زیرا این راهکارها به بهبود وضعیت روانی کمک می‌کند. همچنین پیاده روی و قرار گرفتن در معرض نور خورشید سبب جذب ویتامین D شده که برای مقابله با افسردگی مناسب است.

2- مرتب ورزش کنید!

ورزش یک راه حل جادویی برای مبارزه با افسردگی و ایجاد احساس شادی است.  انجام مرتب تمرینات ورزشی به کنترل وزن، مبارزه با بیماری‌ها و افزایش انرژی کمک می‌کند.

تحقیقات نشان داده است که ورزش کردن همچنین سبب بهبود وضعیت روحی و روانی شده و در شخص احساس شور و نشاط را بوجود می‌آورد .فعالیت بدنی به انتشار اندورفین در مغز کمک کرده و احساس خوشایندی را برای فرد به ارمغان می‌آورد.

3.موسیقی گوش کنید!

به گزارش نشنال‌جئوگرافی گوش دادن به آهنگ‌های مورد علاقه سبب انتشار دوپامین در مغز شده و فرد را غرق در احساس آرامش و شادی می‌کند. دوپامین یک ماده شیمیایی است که احساسات انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 طبق یک پژوهش جدید که در مجله Positive Psychology به چاپ رسیده است، افرادی که به موسیقی‌های مثبت گوش می‌دهند احساس شادی بیشتری نسبت به افراد دیگر دارند.

دانشمندان توصیه می‌کنند که یک لیست از آهنگ‌های شاد و مثبت مورد علاقه خود تهیه کنید و در زمانیکه مورد هجوم افکار و احساسات منفی و ناراحت کننده قرار می گیرید به آنها گوش دهید.

4.خواب کافی داشته باشید

نداشتن خواب کافی به طور مستقیم با مشکلات، خلق و خو و روابط افراد ارتباط  دارد. براساس گزارش منتشر شده توسط انجمن روانشناسی آمریکا بسیاری از مردم از نداشتن خواب کافی و به موقع رنج می‌برند که این امر سبب بروز اختلالات روحی و روانی در این افراد می‌شود. توصیه دانشمندان این است که با اضافه کردن 60 تا 90 دقیقه خواب کافی و مفید به زمان استراحت خود در شب، احساس شادی و رضایتمندی را در خود افزایش دهید.

5. با دوستان و عزیزان خود وقت بگذرانید

بهتر است به جای ارسال پیامک یا نامه به یک دوست، با او تماس بگیرید. گذراندن وقت با کسانی که آنها را دوست دارید و از بودن کنار آنها آرامش می‌گیرید، سبب ایجاد هرچه بیشتر حس شادی در درون شما می‌شود.

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که دوستی یکی از عوامل تعیین کننده در شادی یک فرد است .داشتن  روابط نزدیک و صمیمانه و قرار گرفتن در محیط‌های دوستانه به شما احساس امنیت و حمایت را القا می‌کند.

به علاوه بودن در کنار دوستان یا افراد نزدیک در خانواده، همیشه خاطرات خوشایند را تداعی کرده که این امر به بهبود نگرش مثبت و احساس خوشبختی کمک می‌کند.

-6کارهای خوب انجام دهید

تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان نشان می‌دهد که کمک کردن به افراد و انجام کارهای خوب و پسندیده به افزایش حس رضایت و شادی در فرد کمک می کند.

دانشمندان می گویند که انجام یک کار خوب برای فرد دیگر، احساس شادی و محبت را در هر دو طرف تقویت کرده و نگرش هر دو را نسبت به دنیای پیرامون مثبت می‌سازد.

پیشنهاد آنها این است که در زمان احساس ناراحتی و غم، سعی کنید کارهای خوب و مثبتی را برای افراد(حتی غریبه‌ها) انجام دهید. این کارها لزوما نباید کارهای بسیار بزرگ یا دشواری باشند. برای مثال شما در وسایل حمل و نقل عمومی مانند اتوبوس یا مترو می‌توانید جای خود را به فرد دیگری بدهید یا به یک دوست نزدیک در تمیز کردن خانه‌اش کمک کنید. خلاقانه رفتار کنید و همیشه در جهت خلق اتفاقات غیرمنتظره سعی کنید.

7. بنویسید

زمانی که شما احساس غمگین بودن یا عصبانیت می‌کنید، ممکن است روزها یا هفته‌ها را با این احساسات بد و منفی سپری کنید. دانشمندان برای رهایی از این احساسات منفی راه حل "نوشتن" را پیشنهاد می‌کنند.

آنها به افراد توصیه می‌کنند که تمام افکار و احساسات بد و ناخوشایند و آزار دهنده را با نوشتن از خود دور کنند. افراد می‌توانند بدون هیچ محدودیت و قضاوتی، افکار و احساسات خود را بر روی کاغذ بیان کنند.

پس از نوشتن تمام این احساسات بد و منفی، کاغذ را دور بیندازید. زیرا از نظر علمی ثابت شده که با دور انداختن آن، احساسات ناخوشایند از شما فاصله گرفته و روزنه‌های امید و شادی در شما شکل می‌گیرد.


جمعه 5 شهریور 1395 09:43 ق.ظ
نظرات() 

دلایلی که نشان می دهد باید طرز فکرتان را عوض کنید

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
جمعه 5 شهریور 1395-12:46 ق.ظ


  
 


این افکار خودمان است که کمکمان می‌کند، یا به ما ‌آسیب می‌زند. وقتی فکر ما تغییر می‌کند، همه چیز در دنیای بیرون آرام‌آرام شروع به تغییر می‌کند.

"یک اثر هنری فوق‌العاده، زیبا و گرانبها جلوی رویت است! بسیار استادانه و پرجزییات درست شده؛ زحمت شبانه‌روزی از هنر و فداکاری! رنگ‌ها و بافت‌های آن مثل هیچ چیز دیگر نیست. چنان درخششی دارد که چشم را خیره می‌کند. بااینحال تو انتخاب میکنی که چشمانت را به مگس سیاه ریزی بدوزی که روی آن نشسته است. چرا باید اینکار را بکنی؟"

لبخندی زد و در سکوت به من خیره شد!

گفتم، "ببین، مسئله این است که در این دنیا نمی‌توان ۱۰۰٪ به کسی اعتماد کرد. زندگی، مثل هنر، غیرقابل‌پیشبینی است. شما حق انتخاب دارید: یا آن را تحسین کرده و به دنبال بهترین باشید یا بنشینید و منتظر بدترین باشید."

گفت، "اگر منتظر بدترین باشی، هیچوقت ناامید نمی‌شوی."

جواب دادم، "آره ولی کی اینطوری زندگی میکنه؟ هیچکس! آدم اگر بخواهد اونطوری زندگی کند هر روز آرام‌آرام می‌میرد، بدون اینکه بتواند واقعاً زندگی کند."

این مکالمه‌ای بود که امروز با یکی از شاگردانم داشتم. او با گفتن اینکه انتظار اتفاقات منفی را داشتن روش برخورد و کنار آمدن او با زندگی است. اگر شما هم طرزفکر او را دارید، وقتش است که کمی بیشتر به آن فکر کنید.

البته اشتباه نکنید، جنگی که وارد آن شده‌اید ربطی به حرف‌ها و اعمال دیگران ندارد، به اتفاقاتی که در گذشته افتاده یا نیفتاده هم همینطور. همه چیز در ذهن شماست که به آن منفی‌گرایی اهمیت می‌دهد.

باور به افکار منفی بزرگترین سد در راه خوشبختی و موفقیت است. نگرش شما به زندگی از قفس درونی احساسی که خودتان را اسیر آن کرده‌اید سرچشمه می‌گیرد. در ادامه این بحث به بعضی نشانه‌های مشخصی که ثابت می‌کند باید طرز فکرتان را تغییر دهید اشاره می‌کنیم:


1. 
هیچ چیز جز منفی‌ها را نمی‌بینید.

اگر تصمیم داشته باشید از زمان حالتان لذت ببرید، یاد خواهید گرفت که روی مثبت‌ها متمرکز شوید. کاری که باید بکنید این است که به افکار منفی میدان ندهید. چه افکار خودتان باشد چه دیگران. نادیده گرفتن و توجه نکردن به افکار منفی به این معنی نیست که سرتان را بر برف فرو کنید؛ معنی آن این است که اجازه ندهید منفی‌گرایی دیدتان را تار کند و بر تجربه شما از زمان حال مسلط شود.

منفی‌گرایی هیچوقت باعث بهتر شدن زمان حالتان نخواهد شد، حتی بااینکه ما انسان‌ها طوری طراحی شده‌ایم که تصور می‌کنیم افکار منفی، نگرانی‌ها و ترس‌هایمان هم تاثیرات مثبتی دارند. وقتی عمیقاً یک فکر منفی را بررسی می‌کنیم، خواهیم دید که منفی‌گرایی هیچ فایده‌ای به دنبال ندارد. تمرکز کردن بر روی منفی‌ها هیچکس را آدم بهتری نمی‌کند، باعث پیشرفت کسی هم نمی‌شود. درواقع، واقعیت دقیقاً متضاد این است.

2.
 به طور خستگی‌ناپذیری دربرابر واقعیت مقاومت می‌کنید.

به صداهای درونی خودتان گوش کنید. ببینید آیا می‌توانید مچ خودتان را در حال شکایت کردن خودآگاه یا ناخودآگاه از وضعیت کنونی زندگیتان، حرف‌ها یا اعمال دیگران، گذشته‌تان، محیط اطرافتان یا حتی آب‌وهوا بگیرید. شکایت کردن یعنی قبول نکردن واقعیت. اینکار معمولاً بار سنگینی از منفی‌گرایی و استرس همراه خود می‌آورد.

وقتی شکایت می‌کنید، خودتان را به یک قربانی تبدیل می‌کنید. از طرف دیگر وقتی عملی مثبت انجام می‌دهید، در وضعیت قدرت قرار می‌گیرید. بنابراین اگر چیزی واقعاً اذیتتان می‌کند، وارد عمل شوید و وضعیتتان را تغییر دهید یا فراموشش کنید. یا باید آن وضعیت را قبول کنید یا از آن خارج شوید، یکی از این دو. هر کار دیگری احمقانه است.

به خودتان یادآور شوید، حتی بارها و بارها اگر لازم باشد، اگر چیزی نمی‌تواند تغییر کند، باید نگرشتان نسبت به آن را تغییر دهید. وقتی هر کاری که از دستتان برمی‌آمده را انجام داده‌اید، شادی یعنی به خودتان اجازه دهید با آنچه هست مشکلی نداشته باشید نه اینکه مدام آرزوی تغییر آن را کنید یا نگران اتفاقاتی باشید که نیفتاده است. چیزی که هست، چیزی است که باید می‌بوده، بقیه بر عهده خودتان است.

3. 
تمایل به متهم کردن دیگران دارید.

رها کردن به ما آزادی احساسی می‌دهد و آزادی احساسی تنها شرط خوشبختی است. اگر هنوز در قلبتان اسیر چیزی هستید، مثل خشم، عصبانیت، حسادت و از این قبیل احساسات، نمی‌توانید آزاد باشید. و اینکار باعث نمی‌شود بتوانید قلب آدم‌های دیگر را عوض کنید، فقط مال خودتان را عوض می‌کند. این را باید بدانید.

شمشیر را زمین گذاشته و حمله کردن به دیگران در ذهنتان را کنار بگذارید. قوی‌ترین آدم قوی‌ترین جنگنده نیست. اتفاقاً فرد قوی کسی است که بتواند در زمان خشم خود را کنترل کند.

4. 
نگران همه چیز هستید.

تنها کاری که نگران بودن می‌کند این است که لذت را از شما می‌دزدد و درگیر هیچتان می‌کند. مثل این می‌ماند که از تخیلتان برای درست کردن چیزهایی که نمی‌خواهید استفاده کنید. نباید خودتان را وارد موقعیت‌هایی در ذهنتان کنید که تمام گزینه‌هایتان بد و منفی هستند.

یادتان باشد، چیزی که به آن نگاه می‌کنید نیست که مهم است، چیزی که می‌بینید اهمیت دارد. همیشه دو راه برای برخورد با وضعیت کنونی‌تان وجود دارد. هرکدام از این راه‌ها مثل یک آجر می‌ماند که می‌توانید از آن هم بعنوان پایه برای ساخت یک بنا استفاده کنید و هم برای شکستن شیشه پنجره امید و خوشبختی‌تان.

نکته مهم این است که چیزهایی که در دنیای بیرون وجود دارد قرار نیست همیشه کامل و بی‌ایراد باشند. دست از نگرانی بردارید، به درون خودتان تمرکز کنید و هوشمندانه رفتار کنید. در ذهنتان می‌توانید به هر جایی که می‌خواهید برسید. و بقیه زندگی‌تان دقیقاً همان راهی را می‌رود که ذهنتان می‌رود.

5. 
انتظاراتتان موجب استرستان است.

انتظارات غیرضروری را کنار بگذارید. قدر همان چیزهایی که هست را بدانید. مهم نیست که لیوانتان نیمه پر یا نیمه خالی باشد. همین که لیوان دارید و چیزی در آن است باید شکرگزار باشید. اینکه انتخاب کنید مثبت بوده و نگرشی شکرگزارانه داشته باشید در همه کارهایتان اثر می‌گذارد. اندازه خوشبختی و موفقیتتان در ارتباط مستقیم با اندازه افکار و طرزفکرتان است.

مطمئناً همیشه همه چیز آنطور که شما دوست دارید پیش نخواهد رفت. به امید بهترین‌ها باشید ولی انتظارتان را کمتر کنید. واقعیت را بپذیرید و با آن نجنگید. اجازه ندهید چیزی که انتظار داشتید اتفاق بیفتد چشمتان را به روی همه اتفاق‌های خوبی که دور و برتان می‌افتد ببندد. حتی اگر اوضاع آنطور پیش نرود که می‌خواهید، باز هم ارزشش را دارد چون باعث شده چیز جدیدی را احساس کنید و درسی جدید به شما داده است.

6.
 یک زندگی بدون درد می‌خواهید.

درد بخش آزاردهنده‌ای از انسان بودن است اما برای زندگی لازم است. درد ذهن، قلب و جسم را قوی می‌کند. اگر کل زندگی‌تان همه چیز برایتان خوب بوده باشد نمی‌توانید قوی، شجاع یا موفق باشید. شما نیاز به تجربیات واقعی زندگی دارید و هیچ چیز تا زمانی که تجربه‌اش نکرده‌اید واقعی نخواهد بود.

صادقانه بگوییم، زندگی تا حد زیادی مثل بازی شطرنج است. برای برنده شدن باید یک حرکت انجام دهید، حتی وقتی شرایط سخت باشد و اوضاع آنطور که توقع داشتید پیش نرفته باشد. اینکه تصمیم بگیرید چه حرکتی انجام دهید به دانش و تجربه شما که در طول مسیر به واسطه اتفاقات بد یاد گرفته‌اید، بستگی دارد.

7. 
هیچوقت به چیزی که دارید راضی نیستید.

استرس و خستگی وقتی بیشتر از حد کافی داریم ولی باز بیشتر و بیشتر می‌خواهیم بیشتر خواهد شد تااینکه تقریباً هیچ نداشته باشیم و کمی بخواهیم. به عبارت دیگر، ما بعنوان انسان وقتی کمبودهای زیادی داشته باشیم، نارضایتی کمتری هم داریم. اگر جزییات را کنار بگذاریم، رمز موفقیت این است که کمتر بخواهیم و قدر چیزهایی که داریم را بدانیم.

خیلی‌ها همیشه درگیر چیزهایی هستند که نمی‌توانند داشته باشند و حتی لحظه‌ای به این فکر نمی‌کنند که واقعاً چه می‌خواهند داشته باشند. باید از خودتان سوال کنید: "آیا این چیزها واقعاً بهتر از چیزهایی است که الان دارم؟"

خوشبختی داشتن گرایش قدرشناسی و شکرگزاری است. دست خودتان است که امروزتان را بهترین کنید یا بدترین. ما خودمان باعث بدبختی یا خوشبختی خودمان هستیم. میزان تلاش برای هر دو اینها یکسان است.

8.
 از آخرین باری که چیز جدیدی یاد گرفتید خیلی وقت است که می‌گذرد.

بهترین درمان برای احساس دلمردگی یادگرفتن یک چیز تازه است. این تنها روشی است که هیچوقت با شکست مواجه نمی‌شود، فقط پیشرفتتان می‌دهد. بدنتان پیر می‌شود، ممکن است بعضی شب‌ها دراز بکشید و به پشیمانی‌های گذشته فکر کنید، دلتان برای تنها عشقتان تنگ شود، دنیای اطرافتان را ببینید که پر از اعمال و افکار مسموم است یا به این فکر کنید که طوری احترامتان را خدشه‌دار کرده‌اند.

فقط یک روش برای التیام یافتن از این افکار وجود دارد: یاد گرفتن. اینکه یاد بگیرید دنیای اطرافتان چطور بالا و پایین می‌رود. اینکه یاد بگیرید چه چیزهایی به هیجان می‌آوردتان و درمورد آن بیشتر بدانید. این تنها تلاش مفیدی است که هیچوقت از آن پشیمان نخواهید شد. یاد گرفتن التیام یافتن است. فقط کافی است به لیست کارهایی که دوست دارید یاد بگیرید نگاهی بیندازید و شروع کنید.

9. 
در گذشته زندگی می‌کنید.

نوستالژی گاهی‌اوقات لازم است. همه ما با فکر کردن به گذشته می‌توانیم درس‌های زیادی از تجربیات قبلی‌مان بگیریم. بااینحال اگر فکر کردن به گذشته تمام زمان حال شما را درگیر خود کند، مخصوصاً اگر فکر می‌کنید زندگی‌تان در زمان حال برایتان کافی نیست، وضعیت فکری جالبی نیست و هیچ نتیجه‌ای جز خستگی و ناامیدی برایتان نخواهد داشت.

اجازه ندهید گذشته زمان حال را از شما بدزدد. گذشته شما معرف شما نیست، در جنگ با شما هم نیست. گذشته‌تان فقط باعث قوی‌تر شدن چیزی شده که امروز هستید. این را به خاطر داشته باشید و پیش روید.

راهکارها :

یک طرز فکر موثر طرز فکری است که از منابع موجود (زمان، انرژی و تلاش‌هایتان) استفاده کند و از آنها برای ایجاد تغییرات مثبت بهره ببرد. این نیست که سعی کنید همه چیز را امتحان کنید و همه چیز باشید. باید از چیزهایی که دارید بهترین استفاده را برده و از زندگی کردن لذت ببرید. نگرش و طرز فکر شما اساس و بنیاد همه اتفاقاتی است که در زندگی‌تان می‌افتد. مجموعه‌ای از همه باورها، رفتارها، احساسات، عواطف و گرایشات شماست.

در تلاش برای اصلاح طرز فکر، نکات زیر می‌تواند به دردتان بخورد:

– حس ایمان، قطعیت و هدف
– انگیزه، تمرکز و تعهد مداوم برای کارهای منطقی
– بینش روشن نسبت به موانع و فرصت‌های موجود
 احساس آرامش و لذت از پیشرفت‌های روزانه




جمعه 5 شهریور 1395 12:48 ق.ظ
نظرات() 

ایرانی ها بیایید یک شبه خوشبخت شویم؛ 5 پیشنهاد مشخص

نوشته شده توسط:سیدعلی قاضی زاده
چهارشنبه 20 مرداد 1395-11:09 ق.ظ


 ما ایرانیان از فقر و بدبختی رنج می بریم. این را من نمی گویم پای صحبت هر ایرانی که می نشینی از زمین و زمان شاکیست که هر سال دریغ از پارسال. می نالد و راه خلاص می جوید. و جالب اینجاست که راه حل همه این ها را هم درآمد بیشتر می داند. اگر درآمدم و حقوقم بیشتر بود آنگاه ... اما گاهی فکر می کنم ما از فقر مادی و درآمدی به فلاکت دچار نشدیم بلکه از فقر فکری-فرهنگی-رفتاری در عذابیم. 5 پیشنهاد وجود دارد که یک شبه می تواند، سطح بالاتری از خوشبختی را برای همه ما فراهم کند. 
 
یک:
 فقر و فلاکت یعنی اینکه در طبیعت خودمان آشغال بریزیم و از تمیزی طبیعت و خیابان های کشورهای دیگر تعریف کنیم. 
خوشبختی یعنی از همین امشب، هیچگونه آشغالی در خیایان، ساحل، دریا و جنگل نریزیم. بدین ترتیب هزینه های پاکسازی به شدت کاهش پیدا می کند و معادل آن هزینه ها را می شود در امور توسعه ای (و نه نگهداشت) خرج کرد و یا دست کم شهر تمیزتری خواهیم داشت و حسرت تمیزی شهرهای خارجی را نخواهیم خورد.
 
دو:
 فقر و فلاکت یعنی روزانه بیشتر از متوسط دنیا آب، نان و انرژی را مصرف می کنیم و هدر می دهیم. هر کس نداند فکر می کند که ما پول دارترین مردم دنیاییم. اما ما به ریال ریال آنچه هدر می دهیم احتیاج داریم. طبق یک محاسبه هدر رفت آب و نان در ایران معادل 114 تن طلا می باشد. می بینید ما در عین ثروتمندی، فقیریم. ثروت داریم اما خوشبخت نیستیم.  
خوشبختی یعنی از همین امشب، هر ایرانی یک لیتر آب کمتر مصرف کند، نان را گرامی تر بدارد و از هدر رفت انرژی به هر شکلی جلوگیری کند. 
 
سه:
 فقر یعنی میلیاردها تومان خرج میکنیم نذری بدهیم و در پایان آرزوی شفای بیماری را داریم که برای نداشتن پول درمان میمیرد.
خوشبختی یعنی از همین امشب، بیاییم برای یکسال، سفره و نذری و مراسم های اینچنینی را بگذاریم کنار و هزینه آن را تخصیص دهیم به صندوق های نیکوکاری که به درمان بیماران می پردازند. اگر هم نذری و سفره داریم، تمام (تاکید می کنم تمام) غذای آن را به نیازمندان بدهیم و نه اینکه به دوست و آشنا و همسایه ای که از ما سیرترند.
 
چهار:
فقر یعنی اینکه روزانه ساعتها وقت مان را در شبکه های اجتماعی می گذارنیم و بخشی از آن را صرف فرو کردن دماغ مان در زندگی خصوصی دیگران می کنیم و بخشی دیگر را صرف فحش دادن در صفحه این بازیگر و آن ورزشکار. یعنی بطالت محض! و بعد آنگاه پشت چراغ قرمز تحمل پنج ثانیه توقف و تعلل دیگران را نداریم انگار که مهم ترین آدم روی زمین هستیم.
خوشبختی یعنی اینکه از زمان هایی که به بطالت می گذارنیم بکاهیم، فحش ندهیم و فراموش کنیم که مهم ترین آدم روی زمین هستیم و وقتی پشت فرمان ماشین مان می نشینیم، آرام، صبور و مهربانی را تجربه کنیم. 
 
پنج:
 فقر یعنی اینکه کتابخانه ات کوچک تر از یخچالت باشد. فقر یعنی اینکه با هزینه پیتزا مشکل نداشته باشی اما برای هزینه یک کتاب دل درد بگیری.
خوشبختی یعنی اینکه از همین امشب تنها پنج درصد از هزینه غذایمان را بگذاریم کنار و کتاب بخریم. کسانی که کتاب می خوانند کمتر به دیگران فحش می دهند. بیشتر با دیگران همدلی پیدا می کنند. دیگران را کمتر به بی شعوری متهم می کنند و در نهایت هم خود آرامش بیشتری دارند و هم دیگران در کنار آنان خوشبخت ترند.
 
پایان:
بخش بزرگی از رفاه و خوشبختی حاصل توسعه یافتگی است. اما توسعه یافتگی زمان بر است. ولی برخی از کارها هست که اگر همین الان شروع کنیم نتیجه آن دو ساعت بعد (و نه دو نسل بعد) نمایان می شود. اگر پول نذری هایمان را بدهیم به بیماران، اگر به دیگران فحش ندهیم، اگر آشغال نریزیم و اگر ... اگر بخواهیم که خوشبخت باشیم. 
خدا با ملتی است که می خواهد تغییر کند و تصمیم گرفته است که خوشبخت باشید
مجتبی لشکری بلوکی استاد دانشگاه



پنجشنبه 21 مرداد 1395 11:10 ق.ظ
نظرات() 



  • تعداد کل صفحات:56 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...